گزیده هایی از کتاب تکنولوژی فکر

 

magnet money21 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

پدیده فکر عامل خلق واقعیتهای یک زندگی:

 

شما در هرکاری اگر فکر کنید که موفق میشوید و یا فکر کنید که شکست میخورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید. یک اندیشه زیبا و مثبت، یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یأس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق میکند. انسانها آنچه را بیاندیشند خلق میکنند. هر اندیشه شما نتی است که در جهان هستی نواخته می شود و کائنات به اذن خداوند موظف شده اند تا با این نت شما همنوا شوند و آنها هم در همان دستگاهی بنوازد که شما با نوع اندیشه خود نواخته اید (مثبت یا منفی) تا در نهایت، یک سمفونی را خلق کنند بنام سمفونی زندگی شما.
انسانهایی که زیبا و امیدوارانه فکر میکنند سلامت می مانند. آرامش و اضطراب می تواند حاصل کیفیت لحظه لحظه های اندیشه یک انسان باشد. خوشا به سعادت انسانهایی که از گذشته خود تجربه  می آموزند و برای آینده خود طراحی می کنند و در حال زندگی می کنند.

 

 

 

تکنولوژی فکر راهی به سوی یک زندگی عالی

 

نظام باورها:

 

فکر از نظام باورهای انسان دستور میگیرد. قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیت های بزرگ است. باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه هاست و اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردهاست.

(لیس للانسان الا ما سعی: برای انسان همه چیز در سایه تلاش بدست می آید.)

-آشنائی با ضمیر ناخوداگاه (کامپیوتر وجود انسان):

«انسان همان است که باور دارد»
(وسخرنالکم ما فی السموات و الارض: ما آسمانها و زمین را به تسخیر شما در آوردیم.)

8fmn6ww6zkba357eeaj91 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 

 

«شعور نامحدود جهان»

 

کسانی که از تکنولوژی فکر استفاده می کنند می توانند برای رسیدن به اهداف و آرمانهای خود از قدرتهای ماوراءالطبیعه و یا قدرت های انسانهای دیگر استفاده کرده و دنیای زیبائی برای خود خلق کنند.

به قول حافظ:

 

 

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد         آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد

 

 

چگونه ضمیرناخودآگاه (کامپیوتر وجود انسان) را پروگرام و برنامه ریزی کنیم؟

 

 

1- اصل خودهشیاری، خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود

زندگی زیباست ای زیبا پسند            زنده اندیشان به زیبائی رسند

2- اصل استفاده از قدرت تمرکز

انسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی تمرکز میکند ، زندگیش به قهقرا می رود و کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش متمرکز می شود  زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است.

3- اصل استفاده از قدرت سوال

«کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که از خود می پرسید».

راستی شما به هنگام پرسش کردن از چه واژه ای بیشتر استفاده می کنید؟ از واژه «چرا» و یا از واژه «چگونه»؟


فاصله این دو نوع پرسش، فاصله جهنم تا بهشت خداست.


فاصله بین بدبختی و خوشبختی انسانها است. فاصله فقر و ثروت است.


فاصله افسردگی و نشاط است. فاصله یأس و امید است. آری این گونه کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید. هر سوال یک سیگنال، یک فرمان به ضمیرناخودآگاه است.

4- اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت

 

 

 

به خود ببالید و بگوئید که:

 


دروجود من عظمت و بزرگی نهفته است.
من یک نابغه هستم  از نبوغ خود استفاده می کنم.
من ایده های بزرگی در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می کنم.
من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم.
من یک برنده بزرگ هستم.
من واقعاً انسان بی نظیری هستم.
چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است.
چقدر من هر روز خوشبخت تر و سعادتمندتر می شوم.
من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم..
همواره از وجود و چهره من شادی، انرژی و عشق ساطع می شود.
من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم.
هر چه بیشتر می بخشم بیشتر می ستایم و احساس شادمانی می کنم.
من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم.
من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم.
من سزاوار بهترین ها هستم.
در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهائی که خداوند به من داده او را شکر می گویم.

خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند.
ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم خلق می کنم.
سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است.
من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم.
من به خود افتخار می کنم

من در کامل آرامش بسر می برم و همواره روحیه ای شاد و چهره ای خندان دارم.
من با اقتداری خداگونه بر روحیه، عواطف و احساسات خود کنترل دارم و آنها را مدیریت می کنم.
خداوند مرا ازاد آفریده  و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم.
عبارات تاکیدی مثبت:
آرامش، زیبائی، معنویت، ثروت، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامتی، امنیت، خوشبختی، سعادت …

 

 

 

5- اصل تصویر سازی ذهنی

تخیل، فکر، آرزو، امید، خواسته، اشتیاق سوزان ایمان به موفقیت اقدام=رسیدن به هدف و موفقیت
عواملی که به نحوه برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه کمک می کند:
اول اینکه این سیگنال مثبت و یا منفی است (جهت سیگنال).
دوم اینکه این سیگنال با چه شدت جریانی (قدرت سیگنال) وارد می شود.

امام جعفر صادق (ع) می فرماید:

آن هنگام که خدا را برای خواسته ای صدازدی این گونه باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی آنرا برداری.

 

 

 

 

موفقیت + 2

 

18159 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

استفاده از فرمول موفقیت نهایی:

 

1- واقعا به وضوح بدانیم چه می خواهیم.
2- اقدام کردن
3- کنترل مسیر هدف و تغییر راه حلها
4- تصحیح مسیر و انتخاب بهترین راه حلها
5- مدلسازی و الگوبرداری
6- بکارگیری قدرت ضمیرناخودآگاه برای رسیدن به هدفها
7- هدفهای خود را به کسی فاش نکنیم.
8- هدفهای بزرگ را به هدفهای کوچکتر تبدیل کردن در زمانهای کوتاهتر.
9- اهدافت را که موفق شدی در آن یادداشت کن.
——————

 

 


خلق کردن اهداف:
1- استفاده کردن از قدرت جسم و تلاش
2- استفاده کردن از قدرت فکر و ضمیرناخودآگاه
3- رنج و لذت.
——————–

 

 


اگر اتفاق بدی پیش آمد چکار باید کرد و چگونه می توان قوی بود؟
1- اصل تغییر در واژگان
2- اصل اعتماد به نفس واحساس قدرت
3- اصل نگاه به مساله (نگاهی قدرتمندانه، توانگرانه و هوشمندانه.)
4- اصل اعتماد و اتکال و متوسل شدن به قدرت خداوند.
5- اصل چگونه بحای چرا
6- پرسشهای طلائی (که 4 سوال است).
————

 

 


تحول پایدار:

 


1-اصل اجرای تمام تکنیکهای تکنولوژی فکر بر اساس اصل خودهوشیاری و خودبیداری و اشراف
و بصیرت لحظه به لحظه به خود.
2-اصل مراقبت از ضمیرناخودآگاه و ارسال مرتب و شبانه روزی سیگنال به ضمیرناخودآگاه
3-اصل اجرای اصل مراقبه
4-اصل اجرای اصول تکنولوژی عشق
5-اصل هدف و برنامه ریزی در زندگی است.
6-اصل اجرای شبهای قدر
7-اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
8-بکارگیری جملات تأکیدی مثبت
9- اصل تصویرسازی ذهنی
————

 

 


علل عدم موفقیت و ناکامی بعضی از انسانها:

 


1- بد فکر میکنند و افکار منفی، مخرب و یأس آور دارند و مرتباً آیه یأس می خوانند و می گویند: نمیتوانم، نمیشود،
غیرممکن است و …
2- مرتب به خاطرات منفی فکر میکنند و روحیه خود را خراب میکنند.
3- ترس از آینده دارند و مرتب تخیلات منفی وغلط را ترسیم میکنند.
4- مرتب با افراد منفی نگر در تماس هستند و الهام منفی از آنها می گیرند و به ضمیر ناخوداگاه خود میفرستند.
5- خود را باور ندارند و اعتما به نفسی ضعیف دارند.
6- در ارتباطات ضعیف هستند و قدرت ابراز وجود ندارند.
7- در دنیائی از شک و تردید زندگی می کنند و نمی توانند تصمیم بگیرند.
8- دچار توهم و ترس هستند (ترس از آینده، ترس از انتقاد، ترس از شکست …)
9- افکاری فقیرانه، مأیوسانه و شکست پذیر دارند و معمولا بخیل هستند.
10- به خدا توکل نمی کنند و دنیای خود را خیلی محدود و کوچک می بینند.
———-

 

 


ثروت و تکنولوژی فکر:

 

 


پیامبر گرامی اسلام میفرماید: «فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا و آخرت است.» و در حدیثی دیگر میفرماید:

«هرکس معاش ندارد نمیتواند دین داشته باشد.»

کسب ثروت و پول حالا توسط یک انسان تکنولوژی فکری:
اصل اول: فکری ثروت جویانه داشته باشیم
اصل دوم: خود را ثروتمند احساس کنید و در کمال ثروت و رفاه ببینید و انفاق کنید.
اصل سوم: با ارتباط عالی با خدای رزاق طلب رزق و روزی حلال کنید.
اصل چهارم: به پول و ثروت عشق بورزید و آنرا طلب کنید.
اصل پنجم: حد و میزان درخواست مالی خود را تعیین و زمان حصول انرا کاملاً مشخص کنید.
اصل ششم: برای رسیدن به ثروت در زمان معین برنامه ریزی کنید.
اصل هفتم: ارقام بزرگ را به ارقام کوچکتر و در زمانهای کوتاهتر تبدیل کنید و منتظر قطرات اولیه باشید.
اصل هشتم: مرتب اقدام کنید و خود را مغناطیس ثروت احساس کنید تا آنرا جذب کنید.
اصل نهم: به وفور نعمت درجهان هستی ایمان داشته باشید و امیدوار باشید که به ثروت کلان می رسید.
اصل دهم: منافع خود را از طریق منافع دیگران تأمین کنید. (خیر برسانید تا خیر خداوندی را دریافت کنید.)
اصل یازدهم: از کاری که می کنید قطعاً باید لذت ببرید و گرنه ضرر کریده اید.
اصل دوازدهم: از تجربیات دیگران استفاده کنید و انسانهای موفق ثروتمند مشروع را مدل و الگوی خود قرار دهید (سعی و خطا نکنید)
اصل سیزدهم: از قدرت تخیل مثبت برای ثروتمند شدن استفاده کنید.
اصل چهاردهم: جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت و طرح سوالات ثروت جویانه

 

 

 

۳۰ اصل دکتر آزمندیان

 

 

سي اصل بهتر زندگی کردن :

 

 

30 فرمان به ضمیر ناخودآگاه:

 

 

1- اصل یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خداوند و حمایت او.
2- اصل خوبیداری و خودهشیاری و خودآگاهی.
3- اصل تغییر الگوها و ایجاد نشانه ها.
4- اصل خودیابی (من کیستم؟)
5- اصل احساس خودشایستگی، خودسالاری و احساس شخصیت.
6- اصل عدم مقایسه خود با دیگران.
7- اصل خودباوری و خودمحوری بعد از خدامحوری و خداباوری.
8- اصل داشتن هدف و برنامه در زندگی.
9- اصل تمیزی.
10- اصل تعریف از خود و دیگران.
11- اصل تشویق خود و دیگران.
12- اصل تعهد به خود و قول خود.
13- اصل نظم و انضباط کاری.
14- اصل عدم انجام خلاف و عذرخواهی بخاطر خلاف.
15- اصل دانش و تجربه.
16- اصل مدیریت زمان.
17- اصل اولویتها در زندگی اول از همه (مدیریت الویتها).
18- اصل اقتدار در مقابل ضعف.
19- اصل یقین در مقابل تردید.
20- اصل احساس رهبری و مدیریت.
21- اصل مسئوولیت پذیر.
22- اصل تبسم و لبخند.
23- اصل سلامت و نگهداری از جسم.
24- اصل ابراز عشق به دیگران.
25- اصل عدم تأخیر.
26- اصل قاطعیت و گفتن نه.
27- اصل عدم شماتت خود و دیگران.
28- اصل نگاه به دیگران.
29- اصل کمک و بخشایش به دیگران.
30- اصل ژست و حالت بدنی.

 

 

 

تکنولوژی فکر

 

 


تکنولوژی فکر و راه كمال

 

 


چگونه با تکنولوژی فکر در هر لحظه روحیه خود را عالی مدیریت کنیم؟
«ای انسانها با ذکر خدا دلها آرام می گیرد. کسی که از خدا روی برگرداند زندگی برای او سخت می شود»

توجه به موارد زیر و اجرای تکنیکهای آن از شما انسانی شاد و با روحیه ای بسیار عالی می سازد.
1- بدست آوردن ارامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای رحمان (تکنولوژی عشق)
هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست         جز به خلوتگاه حق آرام نیست
2- استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیه
3- استفاده از قدرت سوال برای کنترل روحیه
(کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید)
قدرت تمرکز و قدرت سوال دو بال قدرتمندی هستند که شما را به روحیه ای عالی و شاد می رسانند و به شما توان پروازکردن می دهند تا در آسمان زندگی خود آرام سفر کنید و به زیباترین قلل موفقیت دست یابید.

 

 

 

ارتباطات: کلید طلائی موفقیت یک انسان

 

 

42 151888752 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی
« ارتباطات انتقال احساس و یا اطلاعات است از انسانی به انسانی دیگر»
انسانی می تواند یک ارتباط عالی و موثر برقرار کند که قبل از هرچیز از اعتماد به نفسی عالی برخوردار باشد. انسانهائی که خود را عالی باور دارند می توانند ارتباط زیبائی برقرار کنند و یا سخن نافذی بیان کنند. یک ارتباط زیبا و موثر جسارت و شجاعتی می خواهد که فقط انسانهای خودباور می توانند از آن بهره مند باشند.

 

 

 

انسانها سه دسته هستند: «بصری ، سمعی و لمسی»

 


دسته اول به این معنا که تنها از طریق آنچه را که می بینند می توانند حس کنند و با طرف مقابل ارتباط برقرار کنند و بقیه کانالهای ارتباطی آنها ممکن است مسدود باشد، دسته دوم یعنی فقط از طریق گوش و شنیدن ارتباط برقرار می کنند و ممکن است بقیه کانالهای ارتباطی آنها بسته باشد و دسته سوم یعنی از طریق تماس فیزیک می توانند ارتباط برقرار کنند و بقیه کانالهای ارتباطی انها ممکن است بسته باشد.
البته این موضوع بدین معنا نیست که انسانها یا بصری و یا سمعی و یا لمسی هستند، بلکه خیلی از انسانها درصدی از هرکدام را دارا هستند و ممکن است انسانهائی هم باشند که هر سه کانال ارتباطی را صددرصد داشته باشند.

درنحوه ارتباطات انسانی آنچه را که بین همه انسانها معمولا مشترک است لبخند است که معنای زیبائی را برای هر مخاطبی فراهم می کند.
اصولا انسانها در راستای فطرت و ذات خود دوست دارند که مورد تعریف و تمجید و ستایش دیگران قرار بگیرند.

انسانها خیلی از مطالبی را که در حضور نمی توانند بگویند در نامه می توانند بنویسند.
درنوشتن نامه به سه اصل بسیار مهم، توجه کنید و بکار ببندید. اول اینکه در آغاز نامه بگونه ای بسیار صادقانه و ظریف از طرف مقابل تعریف کنید. دوم اینکه احساس قلبی خود را نسبت به او اظهار کنید و در مرحله سوم مقصود خود را از این ارتباط مکتوب با ظرافت هرچه تمامتر بنویسید.

 

 

 

"شکر نعمت نعمتت افزون کند"

 

 

 


ارتباط برقرار کنید، دلها را بدست آورید و کیفیت زندگی خود را عالی کنید.

چگونه با تکنولوژی فکر به طراحی آینده و هدف گذاری در کار و زندگی بپردازیم؟

انسانی در زندگیش به دستاوردی می رسد که رویائی در سر داشته باشد.

مراسم زیبای شب قدر (توسعه دستاوردهای زندگی)
اساس خلقت جهان هستی توسط خدای رحمان بر اساس طراحی و هدف گذاری بوده است. در این جهان زمانی فقط خدای رحمان بوده است و بس و هیچکدام از کائنات نبوده اند. خدای رحمان در وقتی و زمانی تمام موجودیت جهان هستی را تقدیر و طراحی و بوجود اورد و این وقت و زمان را شب قدر نام نهاد. خداوند در چنین زمانی تمام سیستم جهان هستی و کائنات را طراحی و به مرور خلق کرد.
خداوند به رسول گرامیش می گوید: که تو چه می دانی که شب قدر چیست؟ یک شب قدر ارزشی والاتر از هزار ماه را دارد.
مفهوم ارزش و مرتبت شب قدر دلالت بر این معنا دارد که اصولاً طراحی هر پدیده، مهمترین نقش را در کیفیت خلق آن پدیده دارد و اینکه چگونه آن پدیده در جهان هستی خود را نشان دهد به این بستگی دارد که چگونه طراحی شده باشد.

حدیثی می گوید: که بنده خدا تدبیر میکند و خداوند در راستای تدبیر بنده اش، آنها را مقدر میکند.
اینک تو بنده خوب خداوند که این گونه مورد مباهات خدای رحمان قرار گرفته ای که حتی خداوند ملائکه خود را نیز دعوت کرده است تا آنها هم شاهد حرکت خدا گونه تو باشند بایستی در دنیائی از عشق و احساس و دنیائی ازامید و باور به طراحی آینده خود بپردازی و اینده زیبایت را ترسیم کنی.

 

 

 

 

 

توانایی‌های ذهنی

 

 

 

اولین قدم برای مدیریت بهتر این نعمت ارزشمند، یعنی زمان، فهمیدن این قضیه است که در حال حاضر چگونه وقت خود را می گذرانید .
مغز خود را فریب دهید!
آیا هیچ‌وقت این تجربه را داشته‌اید که وقتی در آخر هفته، به هفته گذشته نگاه می‌کنید می‌بینید کلی کار که برای آن هفته در نظر گرفته بودید، ناتمام مانده یا اصلا شروع نشده است؟ وقتی شروع به کاری می‌کنید، زمان، با ارزشترین چیزی است که در دست دارید و نتایج حاصله مستقیما ناشی از چگونگی سپری کردن زمان خواهد بود. شما نمی‌توانید بیش از زمانی که در اختیار هر کسی است، زمان بخرید و زمان همواره در عبور و گذر است. اما با این زمان محدود و حجم زیادی از کارها که بر سرتان ریخته چه باید کرد؟ بهترین روش این است که کارایی خود را بیشتر کنید تا در زمان کمتر، نتایج با ارزشتری  به دست آورید.
اولین قدم برای مدیریت بهتر این نعمت ارزشمند، یعنی زمان، فهمیدن این قضیه است که در حال حاضر چگونه وقت خود را سپری می‌ کنید. اگر برای مدت یک روز، صورت کارهایی را که انجام داده‌اید همراه با زمان دقیق یادداشت کنید، نتایج فوق‌العاده‌ای درخصوص نحوه گذراندن  زمان خود به دست می‌آورید. سعی کنید یک روز کامل، زمان آغاز و پایان هر کاری را یادداشت کنید و فاصله زمانی هر عملی را به دست آورید. می‌توانید این کار را در ساعات کاری یا حتی در کل طول روز انجام دهید. در پایان روز، کل زمان‌های خود را در چند گروه کلی دسته‌بندی کنید. به این وسیله درمی‌یابید که چند درصد از زمان شما به هر نوع کاری اختصاص گرفته است. اگر می‌خواهید نتایج تان دقیق‌تر باشد، برای یک هفته این کار را انجام داده و درصد کل زمان گذرانده شده روی هر نوع فعالیت را به دست آورید. تا جایی که می‌توانید به جزئیات توجه کنید.
ممکن است با به کارگیری این روش، با کمال تعجب متوجه شوید که تنها درصد  کوچکی از زمان کاری خود را صرف کاری که واقعا باید انجام دهید می‌کنید و در واقع زمان مفید کاری شما در طول روز چند دقیقه بیشتر نیست.


حال زمان آن است که نتایج حاصله را تحلیل کنید. ببینید که چند ساعت در طول هفته واقعا کار می‌کنید و بقیه زمان خود را صرف چه کارهایی می‌کنید؟ چک کردن پست الکترونیکی، صحبت با همکاران، غذا خوردن، روزنامه خواندن یا کارهای غیرضروری دیگر.
راندمان شخصی خود را محاسبه کنید. درواقع نتایج حاصله و درآمد شما ناشی از تعداد ساعات کمی است که کار می‌کنید سپس باید تصمیم بگیرید که شروع به ثبت راندمان روزانه خود کنید به این صورت که مقدار زمان سپری شده روی کار واقعی را بر کل زمان گذرانده شده در محل کار تقسیم کرده و عدد حاصله را به عنوان راندمان و کارایی خود به حساب آورید.
با این کار احتمالا خواهید دید که مثلا کارایی شما 25 درصد یا حتی کمتر است و با صرف زمان بیشتر در محل کار، درواقع زمان خود را به راحتی تلف کرده اید .
اگر شما تاکنون سعی کرده‌اید قوانینی برای خود وضع کنید تا کاری که انگیزه‌ای برای آن ندارید انجام دهید، احتمالا همیشه شکست خورده‌اید. خیلی وقت‌ها تصمیم به سخت‌تر کار کردن، حتی موجب کاهش راندمان فردی می‌شود. یک راه جالب وجود دارد و آن فریب دادن مغز است. مثلا به خود بگویید من از فردا به جای 8 ساعت، تنها 5 ساعت در محل کار به فعالیت شغلی خواهم پرداخت و بقیه روز اصلا کار نمی‌کنم.


با کمال تعجب خواهید دید که تمام این 5ساعت را به طور تقریبا کامل کار خواهید کرد و راندمان شما به بالای 90 درصد خواهد رسید. با این کار در ساعات کاری کمتر، به راندمان بیشتری دست خواهید یافت. وقتی مغزتان درک کند که ساعات کاری شما کمتر است، به طور ناگهانی کارایی‌تان بیشتر می‌شود چون باید این اتفاق بیفتد. درحقیقت وقتی مغز، زمان کمتری را مقابل  خود ببیند، عملکردش بیشتر از وقتی خواهد بود که زمان نامحدودی در پیش رویش باشد. حال کم‌کم ساعات خود را افزایش دهید در حالی که راندمان خود را بالا نگه داشته‌اید. پس از چند هفته با افزودن تدریجی زمان کاری خود می‌توانید به راندمان‌های بالای 80 درصد دست پیدا کنید .

 

 


قدرت شفافیت هدف

 

 


یکی از افراد موفق در زمینه مسائل مالی که از یک ورشکسته کامل به یک میلیونر تبدیل شد، بیان می کند  که برای موفقیت دو چیز لازم است: اول این که باید تصمیم بگیرید که دقیقا چه چیزی می‌‌خواهید چرا که بیشتر افراد در کل زندگی خود واقعا این موضوع را نمی‌دانند و دوم این که شما باید تعیین کنید که چه هزینه‌ای باید برای دستیابی به آن موفقیت خاص پرداخت کنید و سپس تصمیم به پرداخت این هزینه بگیرید.
اهداف و آرزوهای واضح برای دستیابی به موفقیت در هر کاری لازم است‌. اگر شما وقت کافی صرف روشن کردن این مطلب که واقعا چه می‌خواهید، نکنید، هیچگاه  به خواسته خود نمی‌رسید. در غیاب یک مسیر روشن در زندگی، شما به بیراهه خواهید رفت. ممکن است کارهای جالبی انجام داده و به ثروت برسید اما در نهایت به آنچه که واقعا تمایل داشته‌اید نخواهید رسید و احساس خواهید کرد که راه درستی را انتخاب ننموده اید  و در آخر از خود می‌پرسید: چرا من اینجا هستم؟
شاید کسی تاکنون به شما نیاموخته باشد که اهداف خود را روشن کنید. یک مانع مهم در تعیین اهداف، ترس از اشتباه است. شما باید تصمیم‌ بگیرید، حتی اگر آن تصمیمی نادرست باشد. بدترین اتفاق ممکن، این است که شما هیچ تصمیمی نگیرید. تعیین هر هدفی، هرگونه که باشد، بهتر از انتخاب نکردن راه است. اگر ندانید که به کجا می‌روید هر روز شما توام با یک خطا خواهد بود. اکثر افراد بیشتر وقت خود را صرف کارهایی می‌کنند که منجر به موفقیت دیگران می‌شود. اگر شما تصمیم نگیرید که واقعا چه می‌خواهید، در واقع تصمیم گرفته‌اید که آینده خود را در دست دیگران بگذارید و این یک اشتباه بزرگ است. با کنترل خود و این‌که بدانید به کجا می‌روید، به حس فوق‌العاده‌ای از کنترل که بیشتر افراد در کل طول زندگی‌شان تجربه نمی‌کنند، خواهید رسید.
اهداف واقعی را می‌توان به صورت بله و خیر بیان کرد یعنی اگر از شما پرسیده شود که به هدف «پول بیشتری به دست آوردن» رسیده‌اید، شما نمی‌توانید یک پاسخ بله یا خیر بگویید چون این یک امر نسبی است اما اگر از شما بپرسند که به بالای برج ایفل رسیده‌اید یا نه می‌توانید با بله یا خیر پاسخ دهید.
اهداف باید به شکل مثبت و در زمان حال نوشته شوند. هدفی که نوشته نشود، بیشتر جنبه تخیل دارد. اهدافتان را به شکل چیزهایی که می‌خواهید، بنویسید نه چیزهایی که نمی‌خواهید. اگر روی آنچه نمی‌خواهید تمرکز کنید، آن چیزها را به سمت خود جذب می‌کنید. اگر اهداف خود را به زمان آینده بنویسید، ذهن، همواره آن را به آینده ارجاع می‌دهد. باید هدف را به زمان حال بیان کنید تا ذهن در جهت عملی کردن آن در زمان حال تلاش و کوشش کند. سعی کنید از کلمات قاطعانه استفاده کنید و از کلماتی مثل «احتمالا، می‌تواند، ممکن است» اجتناب کنید.
نشستن و منتظر اتفاقات خوب بودن، بدون کوچک‌ترین اقدامی، تنها یک خواب و خیال است. شما علاوه بر انتخاب آگاهانه اهداف روشن باید برای رسیدن به‌ آنها به طور فیزیکی هم تلاش و کوشش کنید.
وقتی شما اهداف روشن و مشخصی برای خود اختیار می‌کنید، تصمیم‌گیری‌هایتان نیز سریع‌تر و راحت‌تر خواهد شد؛ چراکه می‌دانید به کدام سمت می‌روید و کدام تصمیمات شما را به اهدافتان نزدیک‌تر و کدام یک شما را از آنها دورتر می‌کند . با این روش اهداف خود را با قدرت تمرکزتان، بیشتر به واقعیت بدل کنید.

برگرفته شده از : www.booof.ir

 

 

 

کلید حقیقی رفاه مادی

 

42 169427052 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

زندگی زمانی به انسان هدیه مطلوب میدهد که پیروزی را به عنوان یک حق الهی  بپذیریم


اولی کلاس هشتم را تمام نکرده بود ولی پدر دومی تحصیل کرده و باهوش بود او مدرک دکتری داشت. یکی از ثروتمند ترین مردان هاوایی بود. یکی تمام عمر از نظر مالی تقلاو تلاش می کرد.
یکی وقتی مرد، ده ها میلیون دلار برای خانواده اش به جا گذاشت ،حال آنکه دیگری پس از مرگش بدهکار بود.
یکی از پدر هایم توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا یک شرکت خوب برای کار کردن پیدا کنی ودیگری توصیه می کرد:خوب درس بخوان تا بتوانی یک شرکت خوب درست کنی
1) پدر پولدارم می گوید :پرهیز از پول، درست به اندازه چسبیدن به آن موجب روان پریشی است من مردم زیادی را دیده ام که می گویند:آه، من علاقه چندانی به پول ندارم. و با این وجود هشت ساعت در روز کار می کنند. این انکار حقیقت است. اگرآنان علاقه ای به پول ندارند پس چرا کار می کنند؟ این طرز فکر به مراتب روان پریشانه تر از طرز فکر کسی است که دائما از دارایی هایش صورت بردای می کند و به ذخیره پول مشغول است.


2) پولدار ها دارایی می خرند. بی پول ها، فقط مخارج دارند.اقشار متوسط بدهی هایی می اندوزند که به خیال خودشان دارایی است.
بسیاری از مشکلات مالی بزرگ، ناشی از همگامی با دیگر مردم و تلاش برای عقب نماندن از جامعه و به عبارتی چشم هم چشمی است.
سرمایه گذاری کردن، خرید کردن نیست?!


بلکه بیشتر، نوعی درک وآگاهی است.تفاوت پولدار ها با افراد بی پول و سطح متوسط جامعه در اینجاست! پولدار ها همیشه در آخر کار، به خرید تجملات و وسایل اضافی می پردازند در حالی که آن دو گروه دیگر، ترجیح می دهند اول از همه این کار را انجام دهندبی پول ها و اقشار متوسط جامعه اغلب به خرید اقلامی چون خانه بزرگ، الماس، خز، جواهرات آلات یا کشتی های تفریحی می پردازند، چون مایلند به دیگران نشان دهند که پولدار هستند آنها به ظاهر پولدار نشان می دهند. پولدار های کهنه کار، ابتدا ستون دارایی هایشان را می سازند. سپس، از درآمد ناشی از این ستون، کالا های اضافی مورد نطرشان را خریداری می کنندپولدار ها بر روی ستون دارایی هایشان تمرکز و توجه می کنند، حال آنکه بقیه، بر ستون در آمدهایشان.
تعریف مال وثروت این است که پول شما چه مقدار پول می سازد؟ یا به عبارتی، وجوه شما چه مقدار وجه نقد تولید می کند?!
اگر منو همسرم، درفکر خرید یک منزل بزرگتر و بهتر باشیم، به راحتی متوجه می شویم که این خانه برای ما، حکم یک دارایی نخواهد شد، بلکه یک بدهی می شود. زیرا در دراز مدت به خالی کردن جیبمان، و بیرون کشیدن پولمان خواهد انجامید. مهمترین قانون، دانستن تفاوت میان یک دارای و یک بدهی است . زمانی که این تفاوت را فهمیدید، تلاش وتوجه تان را  روی دارایی هایی متمرکز کنید، که طولانی مدت باشد. این بهترین راه ورود به شاه راه پولدار شدن است. دقت کنید ستون بدهی ها و مخارجتان حتی الامکان پایین بماند.اگر مایل به افزایش مخارج باشید، اول باید بر در آمد ناشی از داراییتان را بیفزایید تا بتوانید خودتان را در  سطح رفاه نگاه دارید


3) گاهی از مردم می پرسم: کسب وکار شما چیست؟ و آنان پاسخ می دهند:آه من یک بانکدار هستم پس سوال می کنم: یعنی شما صاحب یک بانک هستید؟ وآنان معمولا پاسخ می دهند: نه، من در آنجا کار می کنم. در این حالت، ایشان تخصصشان را با کسب شان اشتباه گرفته اند. ممکن است تخصص بانکداری داشته باشند اما باز هم نیازمند داشتن یک کاسبی شخصی هستند کاسبی چیست؟ کاری که نیاز به حضور شخصی نداشته باشد. من مالک آن باشم ولی توسط شخصی یا اشخاص دیگری اداره می شود. اگر خودم مجبور به کار در آن محل باشم، دیگر نمی توان نامش را کاسبی گذاشت،در آن صورت، شغل من می شود. به کسب شخصی خودتان اهمیت دهید.مشکلات مالی، اغلب نتیجه مستقیم کار کردن مادام العمر برای دیگران است شغلتان را ازدست ندهید، اما شروع کنید به خرید دارایی های حقیقی، ونه بدهی یا خرده ریز های غیر ضروری، که درست پس از لحظه خرید ارزش واقعی شان را ازدست می دهند.مثل چوب گلف 400دلاری من، که از جنس تیتانیم بود، به مجرد اولین ضربه محکمی که با آن زدم،150 دلار کاهش قیمت یافت.


4) پدر تحصیل کرده ام همیشه مرا که پسر بچه ای بیش نبودم، تشویق به یافتن کاری بی خطر می کرد.از سوی دیگر، پدر پولدارم تشویقم می کرد، به آموختن یا بدست آوردن دارایی هایی که بدانها علاقه مندم، بپردازم. او می گفت: اگر علاقه ای به آنچه می آموزی یا بدست می آوری نداشته باشی، از آن مراقبت نخواهی کرد.پس من به خرید مستغلات پرداختم چون خیلی ساده عاشق زمین و ساختمان بودم. عاشق خریدن آنها. قادر بودم تمام روز تماشایشان کنم و سیر نشوم.  بنابراین وقتی مشکلاتم شروع می شد، انقدر نبود که از علاقه ام به مستغلات بکاهد.


5) پدر تحصیلکرده من همواره تشویقم می کرد به دنبال یک شغل خوب در یک شرکت قوی و معتبر باشم.او از فضیلت "پله پله بالارفتن از نردبان ترقی شرکت"  سخن می گفت. نمی دانست که تکیه تنها برچک حقوقی که کار فرمای شرکت به آدم می دهد، انسان را تبدیل به گاو رام و سر براهی می کند که هر لحظه، آماده دوشیده شدن است.وقتی نصایح پدر تحصیل کرده ام را برای پدر پولدارم بازگو کردم، با دهان بسته، لبخندی زد و فقط یک جمله گفت: "چرا خودت صاحب این نردبان نشوی؟" ولی نباید فراموش کرد بعضی وقت ها، مردم نمی توانند کاری برای خود دست و پا کنند در نتیجه به تاسیس یک شرکت، به عنوان راه حلی برای مشکلشان، متوسل می شوند. بد نیست بدانید که از هر 10 شرکت تازه تاسیس یافته، معمولا  ۹ تای آنها، در پنج سال نخست پس از تاسیس ورشسکت می شوند بنابراین، فقط اگر واقعا خواستار این هستید که شرکتی از خود داشته باشید، این کار را انجام دهید


6) وقتی از کلاسی که در آن تدریس می کنم،می پرسم: چند نفر از شما قادر است همبرگری بهتراز همبر گر های مک دونالد درست کند؟ تقریبا همه دانش آموزان، دستهایشان را بالا می برند. سپس می پرسم: اگر همه شما قادرید بهتر از مک دونالد همبرگر بپزید پس چرا او بیشتر از شما پول در می آورد؟ جواب روشن است. مک دونالد در شیوه کسب و کار، فوق العاده است. علت اینکه بسیاری از مردم با استعداد ، فقیر هستند، این است که آنان، بیشتر، روی بهتر پختن یک همبرگر، تمرکز و انرژی صرف می کنند و از سیستم کاسبی و تجارت بسیار اندک یا هیچ، نمی دانند.اینگونه افراد، معمولا بیشتراز نیازشان، کار می کنند چون یاد گرفته اند سخت کار کنند، نه اینکه پولشان را در خدمت خودشان ، سخت به کار گیرند.پول بیشتر به ندرت در حل مشکلات مالی افراد موثر است دنیا پر از آدم های با استعداد فقیر است. غالب آنان یا فقیرند یا در تنگنا های مالی دست و پا می زنند و کمتر از مقداری که در توانشان است پول در می آورند. این نه به دلیل دانسته هایشان است، بلکه به دلیل چیز هایی است که اگاهی ندارند. همه آنان، روی بالابردن تخصصشان به منظور ساختن یک همبرگر بهتر تلاش میکنندبه عوض اینکه بر بهتر کردن مهارت های فروش و عرضه آن ، تلاش کنند. شاید مک دونالد بهترین سازنده همبر گر نبوده باشد، اما در فروش، عرضه وتحویل یک همبر گر معمولی، با رعایت اصول اولیه آن، بهترین است.


7) مهارتی را نمی شناسم که با اهمیت تر از مهارت فروش و بازار یابی باشد. مهارت های فروش و بازار یابی برای اکثر مردم، اصولا به این دلیل مشکل است که از عدم پذیرفته شدن، ترس  دارند. هر چه در برقرای ارتباطات، مذاکره و غلبه بر ترس ناشی از عدم پذیرش خود، بیشتر فایق آیید، زندگی برایتان راحت ترو آسان تر خواهد شد.متخصص شدن از نظر فنی، به همان اندازه که محاسنی دارد نقطه ضعف هایی نیز دارد. من دوستانی دارم که فوق العاده با هوش و با استعدادند اما قادر نیستند به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنند . در نتیجه، در آمدشان رقت انگیز است. من به آنان نصیحت می کنم حداقل یک سال را به آموزش امر فروش بگذرانند. حتی اگر در این مدت، هیچ در آمدی هم نداشته باشندهمینکه مهارت های ارتباطی شان رشد کرده بهبود یابد، با ارزش است وقتی کاری در شرکت زیراکس یافتم. یک دلیل برای پیوستنم به آنجا وجود داشت و مطمئنا آن دلیل، به خاطر مزایای شرکتی اش نبود. من همیشه آدم کمرویی بودم، واندیشه فروش،در نظرم وهم آورترین کار دنیا بود. پدر پولدارم به من افتخار می کرد. پدر تحصیل کرده ام خجالت زده بود  او به عنوان یک روشنفکر، فروشندگان و کسبه را پایین تر از خود می پنداشت.  من به مدت چهار سال با شرکت زیراکس همکاری کردم که با ثبات کامل جزو پنج فروشنده اول شرکت بودم.


[البته اگر اشتباه نکنم بزرگترین غول های انگیزشی دنیا یعنی آنتونی رابینز، برایان تریسی و ز یگ ز یگلار نیز کار خود را با فروشندگی آغاز کردند]


8) پدر پولدارم مقادیر زیادی پول می بخشید. او به کلیسای محله اش، موسسات خیریه وبنیاد خیریه تاسیس شده توسط خودش، کمک فراوانی می کرد. او می دانست که برای بدست آوردن پول، باید آنرا بخشید بخشش پول، یکی از رموز بیشتر خانواده های مرفه وبزرگ است. پدر تحصیل کرده من، همیشه می گفت: هر زمان پول اضافی داشته باشم، آنرا خواهم بخشید. مشکل اینجا بود که هیچگاه پول اضافی نداشت.پس سخت تر و سخت تر کار می کرد تا پول بیشتری به دست آورد؛ به عوض اینکه، براین باور باشد که:بدست بیاور وسپس ببخش .
[این نکته ای است که بار ها در کتاب های مختلف خوانده ام و تکرار مجدد آن باعث شد تا ملکه ذهنم شود]
9)برای رسیدن به موفقیت باید دوستانمان را آگاهانه انتخاب کنیم اکنون اعتراف می کنم، حقیقتا بیشتر به دنبال آدم های پولدار بوده ام. البته نه به دنبال پولشان بلکه اطلاعاتشان. لیکن در این میان ، یک تمایز و برتری وجود دارد که مایلم به آن اشاره کنم.من متوجه شده ام که دوستان پولدارم، غالبا در باره پول سخن می گویند.منظورشان، لاف زدن و فخر فروشی نیست.آنان به این مسئله علاقه مندند.


10) تاریخ به دلیل اینکه ما از آن درس نمی گیریم تکرار می شود. ما از تاریخ فقط اسامی و زمان ها را به خاطر می سپاریم، نه درس های آن را.مردم آنقدر از باختن می ترسند، که سرانجام می بازند فرانک تار کنتون که سابقا بزرگترین بازیکن خط حمله مسابقات دوره ای تیم ملی فوتبال با شگاه ها بودبه شکل دیگری این را بیان می کند:
برنده شدن یعنی نهراسیدن از باخت همه مردم دوست دارند به بهشت بروند، اما هیچکس دلش نمی خواهد بمیرد.
همه مردم، آرزوی پولدار شدن را دارند، لیکن از زیان مالی نگرانند. بنابراین هیچگاه به بهشت نخواهند رفت.شسکت ، برای برندگان انگیزه و برای بازندگان، نقطه پایان است. شسکت برانگیزنده برندگان است و نابود کننده بازندگان. این بزرگترین راز برندگان است.تکرار حرف فرانک تارکنتون،بیانگر آن است: پیروزی، یعنی نهراسیدن از شسکت. مردمی چون فرانک تارکنتون، از شسکت نمی هراسند زیرا می دانند چه کسی هستند.ایشان فقط از شسکت متنفرند، تفاوت زیادی میان  ترسیدن از شکست و تنفر ازآن وجود دارد به همین جهت می دانند که شکست، می تواند عامل تحریک کننده آنان، برای بهتر شدن باشد

 


11) هر زمان شخصی می گوید:من نمی خواهم توالت تعمیر کنم. دلم می خواهد در جوابش به سرعت برگردم . بگویم: چه چیز باعث شده فکر کنی من از این کار خوشم می آید؟ در واقع دارند می گویند که توالت، مهم تر از هدفی است که در زندگی دارند. من ، دارم صحبت از رهایی از چرخه دورانی زندگی می کنم وآنان روی توالت تمرکز کرده اند! این نمونه طرز تفکر هایی است که غالب مردم را، فقیر نگاه می دارد. ایشان به جای بررسی کردن فقط ایراد می گیرند بنابراین هر گاه می شنوم افرادی بر روی" نمی خواهم ها"تکیه می کنند، به عوض اینکه روی آنچه می خواهند تکیه کنند، می دانم که" سر و صدا" در مغزشان شدید است. الیانور روز ولت، بهتر از همه این مطلب را بیان کرده: کاری را انجام بده که قلبت به تو می گوید درست است.بدانید که بدون داشتن یک هدف یا یک دلیل منطقی قوی، هر کاری در زندگی مشکل است. زندگی بسیار شبیه رفتن به کلاس ورزش است. سختترین  قسمت آن، تصمیم گیری به انجام آن است. وقتی تصمیم خود را گرفتید بقیه راه آسان می شود.

 


12)مردم باهوش زیادی وجود دارند که وقتی با ایده جدید برخورد می کنند که با طرز فکرشان تضاد دارد، به دشمنی، مجادله یا دفاع برمی خیزند. در این مورد، هوش سر شار آنان با "تکبر" شان مخلوط شده، نتیجه اش" جهل" می شود گوش کردن، بسیار با اهمیت تر از سخن گفتن است. اگر چنین نبود، خداوند هر گز به ما دوگوش و یک دهان نمی داد. بسیاری از مردم با دهانشان فکر می کنند، به جای اینکه برای جذب افکار وامکانات جدید، به حرف ها گوش بدهند.آنان به عوض سوال کردن بحث و مجادله می کنند.

برگرفته از: www.sadaghat.org

 

 

 


 

 

مخدری به نام پول – چگونه پول بر رفتار ما تاثیر می گذارد؟

 

 

 

تحقیقات نشان می دهد فکر کردن درباره کلمات مربوط به پول باعث می شود بیشتر به خودمان تکیه و کمتر به دیگران کمک کنیم. موضوع، عجیب ترهم می شود وقتی بدانید که با پول سروکار داشتن می تواند سختی انزوای اجتماعی را کم کند و حتی از درد جسمی بکاهد. زمانی این امر عجیب تر به نظر می رسد که بدانیم کار پول چیست. برای اقتصاددانان، پول صرفا" یک ابزار مبادله است که زندگی اقتصادی را کارآمدتر می کند. همان گونه که تبر امکان بریدن درخت را برای انسان فراهم میکند، پول به ما اجازه می دهد که بازارهایی داشته باشیم که به گفته اقتصاددانان سنتی، بهای هر چیزی از یک قرص نان تا تابلویی از پیکاسو را معین می کند.اما پول بیش از تبر یا ریشه، حسادت،  فشار روحی یا هیجان ایجاد می کند و به نظر می رسد نمی توانیم به طور منطقی با آن برخورد کنیم، اما چرا؟

۱) او نخستین سهام خود را در ۱۱ سالگی خریداری کرد و اکنون افسوس میخورد که آغازی دیرهنگام داشته است. پس به عنوان اولین پند برای کسب موفقیت:
این شخص که تا سال گذشته پس از بیل گیتس در رتبه دوم ثروتمندترین فرد جهان قرار داشت و در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ با اهدای حدود ۳۷میلیارد دلار (۸۳درصد دارایی خود) به بنیاد بیل و ملیندا گیتس (اهداف اصلی تاسیس این بنیاد از سوی بیل گیتس و همسرش، افزایش سلامت و کاهش فقر شدید در سطح دنیا و در آمریکا گسترش دادن فرصتهای آموزشی و دسترسی به تکنولوژی اطلاعات است.) جامعه ثروتمندان را شوکه کرد و بزرگترین کمک خیریه تاریخ را رقم زد، در سال جاری میلادی به حاکمیت مطلق بیل گیتس بر عنوان ثروتمندترین فرد جهان پس از ۱۳ سال پایان داد. بر این اساس، در ادامه به جالبترین نکات زندگی اقتصادی وارن بافت براساس مصاحبه نیم ساعته اش با NCBC میپردازیم:
– فرزندانتان را کوچک مپندارید و آنها را به سرمایه گذاری تشویق کنید.
۲) او در سن ۱۴سالگی و با درآمد توزیع روزنامه، یک مزرعه کوچک خرید. نتیجه اینکه:
– کسی هم بوده که بتواند با پس انداز اندک چیزهای زیادی بخرد.
– قدر آنچه را به دست میآورید، بدانید.
– فرزندانتان را به راه اندازی کسب وکار تشویق کنید.
۳) او هماکنون در خانه سه خوابه کوچکی واقع در مرکز شهر، اوماها در ایالت نبر اسکای آمریکا زندگی میکند. خانه ای که پس از ازدواجش و در حدود نیم قرن پیش با قیمت ۳۱۵۰۰ دلار خریداری کرده است.
او میگوید در منزلش صرفا آنچه وجود دارد که لازم دارد. او برای محافظت از خانه اش هرگز به حصار یا دیواری نیاز نداشته است.

 

100943204001 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی
● نتیجه:

 

 


- هرگز بیش از آنچه که نیاز واقعی شما است، نخرید و به فرزندانتان نیز بیاموزید که چنین بیاندیشند و رفتار کنند.
۴) او خود راننده خودروی شخصی اش است و راننده یا محافظی ندارد.
– پیشرفت انسان، باوری درونی ، نه برتریجویی میطلبد.
۵) او هیچ گاه با هواپیمای شخصیاش سفر نمیکند. هرچند او صاحب بزرگترین شرکت هواپیمایی خصوصی است.
– همیشه به این فکر کنید که چگونه میتوانید اقتصادیتر عمل کنید.
– موفقترین مردمان لزوما از بهترین امکانات بهره نمیجویند.
۶) شرکت او (برکشایر هات وی Brekshire Hathaway، ۶۳ زیرمجموعه دیگر دارد که در آمریکای شمالی و حتی برخی نقاط اروپا به خرید و فروش املاک مشغول هستند.
او سالانه تنها یک بار با هر یک از روسای هیات مدیره این شرکتها مکاتبه میکند. آن هم برای تعیین اهداف سالانه. او هیچ گاه براساس یک قاعده معین اقدام به تشکیل جلسه یا مکالمه تلفنی با شرکتهای زیرمجموعه اش نمیکند.
– کارهای درست را به افراد مناسب واگذارید.
۷) او تنها دو قانون برای روسای هیات مدیره این شرکتها وضع کرده است.
– قانون نخست: پول سهام هیچ یک از سهامدارانتان را از بین نبرید.    

 

 


دعاهاي روزانه

 

 


هوش بي‌حد ضمير باطنم تمامي موفقيت‌هاي دلخواهم را به طرفم جذب ميكند و من سپاسگذار پروردگاري خواهم بود كه حاضر و ناظر بر كارها و اعمال ماست

شهر بابل يكي از مشهورترين شهرهاي باستاني و مهم دنياست كه محل امروزي آن ، منطقه پهناوري در كنار رود فرات ، 90 كيلومتري جنوب بغداد در كشور عراق است که امروزه جز خرابه اي از آن باقي نمانده است . شهر بابل در حدود 2500 سال پيش به اوج شهرت خود رسيده بود . شهرت بابل به جهت ثروت مردم آن و در نتيجه قدرت حكام بابل بوده است .
   
البته دستيابي به ثروت شهر بابل و فتح آن آرزوي اقوام همسايه بود و همسايه هاي آن هميشه در صدد حمله بودند ولي بدليل وجود دژ افسانه اي بابل كه به گفته باستانشناسان در زمره بلندترين و عريضترين ديوارهاي دنيا و از شاهكارهاي بشر بوده است ، اين آرزو تحقق نمي يافت . شايان ذكر است كه سرانجام كورش به اين افسانه شهر بابل خاتمه داد و آنرا فتح كرد .

همانطور كه دستيابي به ثروت اين مردم داراي اهميت بوده ، دستيابي به راز ثروت آنان نيز به همان نسبت ارزشمند بوده و هست . خوشبختانه مردم بابل مردمي بسيار علم پرور بوده اند و علاقه زيادي به خط و نوشتن داشتند . به همين دليل كتب و آثار بسياري بر روي لوحه هاي گلي از آنان بجاي مانده است و به اين صورت راز ثروت مردم بابل به دست ما رسيده است .

چندين سال پيش يك گروه باستان شناسي به منظور اكتشاف و حفاري وارد خرابه هاي اين شهر شدند . آنها متخصصي در اختيار داشتند كه مي توانست خطوط ميخي آن دوره را بخواند . طي حفاريهاي اين گروه ، حدود 1000 لوح گلي بدست آمد كه داستان زندگي يك حكاك ( شخصي كه شغل او نوشتن متون برروي لوحهاي گلي بود ) روي آنها نوشته شده بود . او توانسته بود زندگي خود را دگرگون كند و از يك انسان فقير به يك فرد ثروتمند تبديل شود . او راز تغيير زندگي خود را در اين داستان نقل كرده بود .

 

 

 


داستان زندگي حكاك :

 

 

 

جالب است بدانيد متخصص خواندن لوحهاي گلي كه در اين گروه حضور داشت فردي بود كه در زندگي شكستهاي بسيار خورده بود و از يك زندگي ساده بهره مند بود . به همين دليل با اشتياق فراوان شروع به خواندن اين داستان كرد .

حكاك مي گويد : « من از طريق حكاكي و با مشقت زندگي خود را تأمين مي كردم تا اينكه روزي ثروتمندترين مرد بابل به من مراجعه كرد تا كتابي را برايش حك كنم . من به او پيشنهاد كردم در مقابل بيان راز ثروتش تمام اين كتاب را خواهم نوشت . او قبول كرد و من تمام كتاب او را در چند شبانه روز و به سختي تمام كردم و راز ثروتش را طبق قرارداد به من گفت . راز ثروت اين مرد بر يك اصل استوار بود ، اينكه :


“ قسمتي از درآمد شما متعلق به خودتان است . ”

 

 

تعجب نكنيد ، او مي گويد هر مقدار از درآمد خود را كه به فروشنده براي خريد كالايي مي پردازيد ، در واقع متعلق به شما نبوده ، بلكه متعلق به فروشنده بوده است . اگر بيشتر بر اين اصل دقت كنيم خواهيم ديد كه از درآمد ماهانه ما چيزي به ما تعلق ندارد . زيرا تا پايان ماه تمام آنرا براي خريد به ديگران داده ايم . اگر اين اصل را پذيرفتيد دوباره آنرا مرور مي كنيم :           “ قسمتي از درآمد شما متعلق به خودتان است .”

 

 

 

 

راز ثروت :

 

192861 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 

     با پذيرش اصل اول ثروت مي توانيد از فرمول زير براي ثروتمند شدن خود استفاده نماييد :

1-   قدم اول اين فرمول مي گويد : يك دهم از درآمد شما متعلق به خودتان است . آنرا پس انداز كنيد و به هيچ وجه از آن برداشت نكنيد . به هيچ وجه و تحت هيچ شرايطي . از اين پس انداز فقط براي سرمايه گذاري در چند كار منطقي و صحيح استفاده كنيد . براي سرمايه گذاري نيز حتماً با يك شخص امين و مورد اعتماد مشورت كنيد . سود حاصل از اين سرمايه گذاري تماماً متعلق به شماست . پس تمام آنرا دوباره به حساب پس انداز خود بازگردانيد . بعد از رشد اين سرمايه و اطمينان از سود دائمي آن مي توانيد از يك دهم اين سود براي مخارج خود استفاده كنيد .

2-   دومين قدم براي افرادي تجويز شده است كه بدهكارند . مقدار دو دهم از درآمد را صرف باز پرداخت بدهي هاي خود كنيد . ليستي از تمام بدهيها يتان تهيه كنيد و هر بار مقداري از بدهي خود را بپردازيد ، حتي اگر اين مقدار بسيار ناچيز است .

3-   قدم سوم : هفت دهم باقي مانده درآمد را صرف زندگي و خريد مايحتاج خود كنيد و در واقع سهم ديگران از درآمد خود را باز گردانيد .

دو نكته نيز وجود دارد كه بايد در زمان استفاده از اين فرمول به آنها توجه داشته باشيد :

 

نكته اول : اگر به كسي بدهكار نيستيد ، در مورد قدم دوم مي توانيد دو كار انجام دهيد . اول اينكه اين مقدار را حساب قدم اول اضافه كنيد ، اين كار بهتر است و سرعت رشد سرمايه شما را بيشتر مي كند . يا اينكه آنرا به حساب قدم سوم واريز نماييد . در اين مورد انتخاب با شماست .

نكته دوم : بخش دلخواه ولي ثابتي از هفت دهم باقي مانده را صرف صدقه و كمك به مستمندان كنيد . اين كار باعث ايجاد روحيه نشاط و اعتماد به نفس در شما مي شود . قراموش نكنيد كه نشاط و اعتماد بنفس ارزشمندترين دارايي شما در راه پيشرفت است .

اين فرمول در عصر ما براي اولين بار توسط متخصص خواننده اين لوحها مورد استفاده قرار گرفت . جالب است بدانيد كه او توانست در مدت يك سال تمام بدهي خود را بپردازد و با سرمايه گذاري مناسب با حساب پس اندازش ، زندگي خود را دگرگون سازد .

 

 

 

 
 

 

جملات مثبت

 

 

 

زندگی یعنی :

 

 

بخند هر چند که غمگیني، ببخش هر چند که مسکینی، فراموش کن هر چند که دلگیری،

 " اینگونه بودن زیباست هر چند که آسان نیست "

 

 

راز موفقیت

 

 

موفقیت و شكست، معمولاٌ منشا واحدی ندارند.شكست نتیجه خودداری از انجام عملی (مثلاٌ زدن یك تلفن ، رفتن یك كیلومتر راه یا اظھار عشق و محبت) است.ھمان طور كه شكست ، ناشی از یك رشته تصمیمات جزئی است، موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتكار ، پشتكار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است.
امروز چه عمل كوچكی می توانید انجام دھید كه حركتی را در جھت موفقیتھای زندگی به وجود آورد؟
تحقیقات پژوھشگران ، پیوسته نشان داده است كه افرادموفق معمولاٌ به سرعت تصمیم می گیرند و وقتی انجام كاری را درست بدانند به آسانی از تصمیم خود بر نمی گردند.بر عكس ، اشخاص شكست خورده معمولاٌ دیر تصمیم می گیرند و تصمیم خود را به آسانی عوض می كنند .

 

 

 

ھر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رھا نكنید.

 

 

"شادبودن" یعنی از زندگی خود سپاسگزاری كردن …

 


شكرگزاری ازسلامتی، شغل، خانه، غذا یا خانواده‌ای كه عاشق شماست. آیا اگر متوجه شوید كه فقط نود روز از زندگی شما باقی مانده متفاوت عمل نمی‌كردید؟ سرانجام عمر همه یك روز به پایان خواهد رسید. شاید شما حتی نود روز هم وقت نداشته باشید. این را بدانید كه تنها سپاسگزاری است كه شادی و آزادی را برای شما به ارمغان خواهد آورد، نه سرزنش از خود !

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سرو کار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از : نمی‌شود، نمی‌توان و … استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند. علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید .

بسیاری از مردم به حالت کنوني خود توجه دارند و مي‌گویند: « من این‌طور هستم. » می‌خواهم به آنان بگویم‌ شما این‌گونه نیستید؛ بلکه این‌گونه بودید! فرض کنیم حساب بانکی شما خالی است‌ یا روابط ‌کاری و خانوادگی‌تان به‌هم ریخته یا شرایط جسمانی و تندرستی شما خوب نيست؛ می‌خواهم جسورانه به شما بگویم‌ این شما نیستید که در چنین وضعی به‌سر ‌می‌برید‌ بلکه این پس‌مانده‌ی فکرها و کارهای پیشین شماست که چنین چیزی را برای‌تان به ارث گذاشته است. ما همیشه وارث آخرین وضعیت فکری و عملی گذشته‌ی خود هستیم. پس زندانی وضعیت کنونی خود نباشید. اگر خود را این‌گونه بنگرید و در چهارچوب محدودیت‌های كنوني تعریف کنید، در آینده نیز جز‌ همین نتیجه‌ها، چیزی نصیب‌تان نخواهد شد.

سختی ها و در نتیجه آن ، تجربه باعث می شود از خوشی های زندگی  بیشتر انرژی بگیریم و برای مقابله با سختی ها کمتر انرژی از دست دهیم .

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سرو کار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از : نمی‌شود، نمی‌توان و … استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند. علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید .

این احساس است که جاذبه را می‌سازد نه فقط تصویرها و فکرها. بسیاری فکر می‌کنند که اگر مثبت باشند یا تصویر چیزهایی را که می‌خواهند، درست کنند، کافی خواهد بود ولي اگر با انجام این‌کار، هنوز احساس آزادی یا شادی نکنند، قدرت جذب را ایجاد نکرده‌اند.

{جک كنفيلد}

 

 

در علم خیال پردازی اول بایستی قدرت خیال خود را منظم و مرتب کنید و بدین وسیله این نیروی شگرف وجودتان را متحیر و سرگردان نکنید و به حال خودش رها ننمایید. آگاه باشید که علم و کمال آنچه را که خالص است انتخاب می کند و با ناپاکی ها کاری ندارد. به طور مثال اگر بخواهیم یک ماده ناب شیمیایی تهیه کنیم اول باید همه مواد اضافی آن را تجزیه کنیم و بزداییم.

در علم تخیل نیز بایستی همه نا پاکی های ذهنی را پاک کنیم و به طور مثال هر نوع حس تنفر و  حسادت و ترس و نگرانی را از دل بزداییم و آنچه ما را از رسیدن به یک زندگی خوب و عالی منع می کند از ذهن و روح خود دور نمائیم.
باید از لحاظ ذهنی و روحی در نیازها و خواسته های خود غرق شویم و بگونه ای آنها را مشاهده کنیم که انگار در عالم واقعیت نیز ظاهر شده اند و قابل مشاهده هستند.

{ژوزف مورفی}

 


تا زمانی که پیام ها و جملات حاکی از فقر ، بیماری، چاقی، افسردگی و …در ناخود آگاه شما باشند تمام کوشش های شما جهت بدست آوردن ثروت، سلامت، لاغری، شادی و … بی فایده است چرا که این پیام ها چه بخواهید چه نخواهید صد در صد توسط نا خودآگاه شما اجرا می شوند.

دکتر احمدی منش

 


امام علی (ع) می فرماید :
« بخشش خداوند به هر کس، به اندازه نیت اوست . »
خداوند قوانین این جهان هستی را وضع کرده و انسان باید این قوانین را کشف کند و از آنها در زندگی خود بهره بگیرید . شاید رسالت ما انسانها کشف این قوانین و استفاده صحیح از آنهاست . اگر دقت کنیم خواهیم دید که اکثر مردم به آنچه که نمی خواهند و نیز چیزهایی که در زندگی شان وجود دارد می اندیشند و بیشتر و بیشتر موارد تکراری و آنچه که نمی خواهند را در پیرامونشان تشدید می کنند و کافی است بدانند که اگر از فقر و بیماری بیزارند نباید در مورد آنها فکر کرده و سخن بگویند بلکه از ثروت و سلامتی سخن گفته و آنها را احساس کنند که سلامتی و ثروت در زندگی شان به واقعیت تبدیل شود.

www.raze4fasl.com

 

 

 

زندگی صحنه تلاش وبالندگی است و لحظه های آن چون رودی ، درگذر است . رودی مواج  كه در تلاطمش، انسان ها ساخته می شوند؛
-حضرت محمد می فر ماید : وقتی خدا برای كسی نیكی خواهد ، ثروتش را در روحش و تقوایش را در قلبش قرار می دهد .
-حضرت محمد می فر ماید :خداوند بنده پرهیزگار، ثروتمند و مهربان را دوست دارد.
-حضرت محمد می فر ماید :خدا رحمت كند كسی را كه مازاد گفتار خود را نگهدارد و مازاد  ثروت خود را خرج كند.
-حضرت محمد می فر ماید : بر 3 كس رحم كنید . عزیزی كه خوار شده ، ثروتمندی كه فقیر گشته ، دانشمندی كه میان جاهلان گمنام مانده است.

 

به کودکی در خانواده ای واقعا ثروتمند به دنیا می آید دقیق شوید. منظورم از واقعا ثروتمند کسانی‌ هستند که به واسطه کار و تلاش و با تفکر سالم به ثروت رسیدند و نه کسانی‌ که از روشهای میان بر و نادرستی ثروت نصیبشان شده است. کودکان خانواده‌های واقعا ثروتمند چون در محیط زندگی‌ خود تفکرات فقیر ساز و نابود کنند و ثروت خراب کن نمی بینند همانگونه که آفریده شده اند رشد میکنند و در بزرگی‌ شیوه ثروت سازی و توانگر شدن خانواده خود را ادامه می دهند. آنها هیچ تلاش اضافی را برای ثروتمند شدن انجام نمی دهند یا اصلا به خاطر نمی آورند که در این مسیر دچار مشکلی‌ شده باشند. توانگری را بخشی از ذات و نژاد خود میدانند و در آن کوچکترین شک و تردیدی ندارند. اما موازی با آن کودکی را در نظر بگیرید که در خانواده معمولی‌ و ضعیف به دنیا آماده است. او هم مثل کودکان عالم ثروتمند به دنیا می آید اما وقتی‌ یاد می‌گیرد که با کلمات و جملات پدر و مادرش صحبت کند و کمی‌ که بزرگتر شد کتاب بخواند و فیلم ببیند در معرض بمباران هزاران نصیحت ترساننده و فقیر ساز قرار می‌گیرد، داستانهای تکان دهندای که از فقر و نداری برایش تعریف میکنند، قصه هایی که از شاهزاده‌ها و گداها و ندارها و فقیر‌ها می خواند، دعواهایی که در خانواده بر سر ثروت مشاهده می‌کند، جنگ و جدال‌هایی که در جامعه برای کسب پول بیشتر رخ میدهد را مشاهده می‌کند. محدودیت‌ها با قید‌هایی که بر سر راه تلاش و کسب درآمد سبز می شود را مشاهده می‌کند. همه این تفکرات و شیوهای نگرش فقیر ساز باعث می شود که او اصالت و ذات توانگر زمان تود خود را از یاد ببرد و به یکی از فقیر های مشابه اطراف خود تبدیل شود. او برای اینکه فقیر شود باید روش و شیوه جاری زندگی‌ اطراف خود را باور کند، وقتی‌ باور کرد اصلا در درستی‌ آن شک نمی کند و همه چیز را بر اساس معیار های جاری زندگی‌ اطراف خود محک می زند. در نتیجه هرگز برای مبارزه با شیوه غلط فکری و زندگی‌ خود اقدامی نمی کند. او فقیر و کودنی و نا آرامی را می‌پذیرد برای اینکه بر این باور است چاره ا‌ی جز این ندارد. باید سوخت و ساخت و دم نیاورد. اگر غیر از این بود که صدای موزیکش را در دامن آرام طبیعت تا این حد بلند نمی کرد که مایه آزار همه جهان اطراف خود شود. او گمان می‌کند درست ترین کار را دارد انجام میدهد و کسانی‌ که با این شیوه خوشگذرانی و شاد بودن او مخالفت می کنند می خواهند غم و اندوه را در جهان پخش کنند. به راستی‌ چگونه می‌توان به چنین موجودی فهماند که آرامشی که طالبش است گاهی‌ در سکوت و بیصدای وجود دارد.!
بر روی قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است :

 


کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.
 

 

 

 

قدرت خیال معجزه می‌کند

 

falling money2 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 

کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند زیرا از خود هیچ قدرتی ندارند. شما قادر هستید برکت و نعمت و ثروت را در جای که نیست در ذهن تجسم  کنید. موقعی که تفاهم نیست صلح را تصور کنید و یا سلامتی را در موقع مریضی مشاهده نمایید. قدرت خیال هر چیزی را در بر دارد و سرمایه و نعمت و زیبای و خوشی‌ و خلاصه هر چیزی که در این جهان وجود دارد در دست اوست.
{ژوزف مورفی}

 

 

 

ای فقر، چه بسا کودکانی زیبا و باهوش و با استعداد که در آغوش تو، به خاطره فراهم نبودن رشد و شکوفایی استعدادشان ، به ورطه فنا افتاده‌اند. چه بسیار آشیانه‌ها که با عشق بنا نها شده اند و گردباد سیاه و توفنده تو آنها را به باد داد. بس است دیگر نمی‌خواهم به تو بیندیشم و افکارم را با تو سیاه کنم. من هیچ گاه به جاده ای که مرا به آن میخوانی‌ نخواهم آمد زیرا راه من از تو جداست. من زندگی‌‌ام را در مسیر کامل پیش می برم. همان مسیری که در آن جایی برای تو وجود ندارد. بدان که من جلوه ای از وجود خدا هستم، همان خدایی که مظهر عشق است و مرا عاشقانه دوست دارد، همان خدای که مرا جانشین خود در زمین آفرید، پس چگونه ممکن است خدای بی همتا، که کلید گنج‌های نهان و ثروت‌های بیکران در دست اوست، فقیر باشد؟ آری من از روز ازل، وارث زمین و خداوند زمان بودم. منم که فکر می‌کنم و خلق می‌کنم. کافی‌ است بگویم که چه می‌خواهم، کافی‌ است به کائنات، فرمان دهم و به روح هستی‌ پیام بفرستم و برای تحققش تلاش کنم.

{دکتر آزمندیان}

 

 

باد می وزد …

 


میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است …
تصمیم با تو است ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده …
تصمیم با تو است ، میتوانی بگوئی مشکل بزرگ دارم  یا به مشکل بگویی من یه خدای بزرگ دارم …

"تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش"

هر پیشامد و حادثه و تجربه این جهان بر اساس قاعده و نظم هستی‌ است و به بیان دیگر بر پایه قانون علت و معلول است ، حتی قانون بی‌ نیازی نیز تابع قانون ایمان و یقین است. قانون زندگی‌ نیز قانون ایمان و اعتقاد است. یقین داشتن و پذیرفتن صادقانه مسئله ‌ای به عنوان واقعیت است.

اگر به فراوانی و آسایش و نعمت یک زندگی‌ با نشاط و مملو از موفقیت اعتقاد داشته و پیوسته منتظر سلامت و رشد و آسایش باشیم ، به این طریق هر چه بخواهیم کسب می‌کنیم.

در اصل اعتقاد وپذیرش انسان است که حد فصل میان نداری ، دارایی ، بد بختی ، خوشبختی ، پیروزی و بیماری را معین می‌کند. به هر صورت این قاعد الهی را نبایستی نادیده گرفت که گفتند :

 

 

" هر طور فکر کنی‌ همانطور میشود."

 

 

" زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد "

  وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.

{چارلی چاپلین}

 

 

 

نعمت‌ها را به‌سوي خود جذب كن!

 

 

 

يگانه دليل آن‌كه بسياري از مردم به ميزان كافي پول ندارند، آن است كه با افكارشان، راه پول را به‌سوي خود مي‌بندند! هر نوع فكر، احساس يا هيجان منفي، سد راه رسيدن چيزهاي خوب، از‌جمله پول به ‌سوي شما مي‌شود. بر‌خلاف انتظار، موضوع اين نيست كه كائنات از دادن پول به شما دريغ مي‌كند، پول موردنياز شما به ‌وفور در كائنات موجود است ولي ناپيدا‌ست. اگر می‌بينيد دست‌تان خالي است،

براي آن است كه خود، مانع رسيدن جريان پول به‌ سوي خودتان شده‌ايد و اين كار را هم با افكارتان انجام داده‌ايد! بايد سمت و سوي افكارتان را از « نداشتن » به « داشتن » برگردانيد و تا آن‌جا كه

 

 

مي‌توانيد، به دارايي و توانگري بينديشيد.

 

 

 

نظرتان در مورد اين موضوع که مي‌خواهم بيان کنم، چيست؟
" يك درصد از مردم در حدود نود و شش درصد كل پول جهان را در اختيار دارند."
آيا فكر مي‌كنيد اين مسئله تصادفي و اتفاقي ‌است ؟ اين عده اندك به هر‌حال چيزي را مي‌دانند. آن‌ها اين ”راز “ را مي‌دانند و اكنون مي‌خواهيم شما را با اين راز آشنا كنيم.
افرادي كه ثروت را به زندگي‌هاي خود سرازير كرده‌اند، از راز استفاده كرده‌اند، چه خودشان به اين مسئله واقف بوده‌اند و چه نبوده‌اند. آن‌ها همواره افكاري در مورد ثروت فراواني در ذهنشان بوده است و اجازه نمي‌دادند افكاري بر‌خلاف اين وارد ذهنشان شود. به غير از ثروت هيچ چيز ديگري در ذهنشان نيست. چه آن‌ها از اين مسئله آگاه باشند يا نباشند، به‌خاطر اين‌كه افكار غالب ذهنشان در مورد ثروت است، پس ثروت به آن‌ها روي مي‌آورد. قانون جذب نيز اين‌گونه عمل مي‌کند.
مثالي مي‌زنم تا نحوه كار راز و قانون جذب را نشان دهم:

 


شايد افرادي را مي‌شناسيد كه پول زيادي بدست آوردند و پس از مدتي همه آن‌را از دست دادند و دوباره ظرف مدت كوتاهي آن‌را بدست آوردند. چه اتفاقي افتاده بود ؟ چه آن‌ها مي‌دانستند يا نمي‌دانستند، افكار غالبشان اين ثروت را برايشان به ارمغان آورده بود؛ سپس آن‌ها اجازه مي‌دادند افكاري در ارتباط با ترس به‌خاطر از دست دادن اين ثروت به ذهنشان راه يابد. همين مسئله باعث شد افكار ترس به‌خاطر از دست دادن ثروت تبديل به افكار غالبشان شود. به اين ترتيب آن‌ها به جاي اين‌كه در مورد ثروت فكر كنند، در مورد از دست دادن آن فكر كرده‌اند و به همين دليل همه آن‌را از دست داده‌اند. به محض از دست دادن اين ثروت، ترس آن‌ها نيز از بين رفته است چون چيزي براي از دست دادن نداشتند. همين مسئله باعث بازگشت دوباره افكار مرتبط با ثروت به ذهنشان و غالب شدن اين افكار شده است. در نتيجه ثروتشان بازگشته است.
اين قانون به افكارتان بستگي دارد. افكارتان هر‌چه باشند، قانون جذب، کار خود را مي‌کند.
چيزهاي مشابه همديگر را جذب مي‌كنند.
باب پروكتر از راز مي گويد :


افراد هوشمند هميشه اين موضوع را مي‌دانسته‌اند. مي‌توانيد به مردم بابل باستان نگاه كنيد. آن‌ها هميشه اين راز را مي‌دانسته‌اند. مردم بابل تنها يكي از اين نمونه‌ها است.
مردم بابل باستان و موفقيت بزرگ آن‌ها توسط محققان ثبت شده است. آن‌ها كساني هستند كه يكي از عجايب هفت‌گانه يعني باغ‌هاي معلق بابل را ساختند. آن‌ها با درك و به‌كارگيري قوانين كائنات، يكي از ثروتمندترين نسل‌هاي تاريخ شدند.

{باب پروكتر}

 

 

 

اگه برای پول و ثروتمند شدن ارزش زیادی قائل نیستید به احتمال زیاد به آن نمی رسید. اگر ثروت را بجویید، آن هم به جستجوی شما می پردازد. اگر درونتان هیچ اشتیاق پر سوز و گدازی برای کسب ثروت ندارید، در اطراف شما هیچ ثروتی پدیدار نمی شود. داشتن هدف مشخص برای کسب ثروت امری ضروری و اساسی جهت رسیدن به آن است. {دکتر دمارتینی}
اگر شما هم ثروت می خواهید، باید از اعماق قلب و وجود خود تصمیم بگیرید در زندگی خود ثروت داشته باشید…بدون اینکه نگران باشید آیا امکان پذیر هست ها نه؟!

 

 

پس هدف خود را مشخص کنید :55 7053 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 


تا سال………درآمد و ثروت خالص من………..تومان خواهد بود.
سال بعد حداقل……….تومان به دست خواهم آورد.
هر ماه مبلغ………سرمایه گذاری و پس انداز خواهم کرد.
عادت جدید امور مالی ام که از هم اکنون آغاز می شود این است که……… .
برای اینکه قرض هایم را بدهم؛ می خواهم…….. .

رازی روانشناسانه در مورد پول وجود دارد که اکثر مردم چیزی از آن نمی دانند. به همین علت است که اکثر مردم هرگز از لحاظ مالی موفق نمی شوند. پول نداشتن مسئله نیست ! این صرفا نشانه ای از آنچه در درون شما می گذرد.

{تی.هارواکر}

 

 

 

برای کسب ثروت دانشی وجود دارد، و آن دانشی دقیق است. مثل جبر و ریاضی. قوانین خاصی وجود دارد که بر روند کسب ثروت حاکم است و وقتی کسی این قوانین را یاد بگیرد و از آن ها پیروی کند ، طبق ریاضیات مطمئنا ثروتمند خواهد شد.

{والاس.دی.واتلر}

 

 

 

"هر آنچه را که واقعا از ته قلب باور دارید ، در زندگیتان به واقعیت می پیوندد ."

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو : دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.

اجازه ندهید پرنده ی اندیشه ی شما بر روی شاخسارهای فقر و نداری لانه کند. به ثروت هایی که می توانید بدست آورید بیندیشید. زیرا این اندیشه های ثروت طلبانه اند که ثروت می آفرینند.

{دکتر آزمندیان}

 

 

 

جمع آوري پول موجب مي شود که پول بيشتري به سوي شما جذب شود.
در حين جمع آوري پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبديل به چيزي شبيه آهن ربا مي کند، با اين تفاوت که شما پول را به سوي خود جذب مي کنيد.

 

برایان تریسی

 

« حق شما از زندگی »

 

 

 

شما به دنیا آمده ای تا مقامتان را در جهان هستی بیابید و قدرت و استعدادتان را به دیگران نشان دهید و مفید باشید. شما در این دنیایید تا در همه زمینه ها چه جسمی، چه ذهنی و چه روحی شکوفا شوید.چشم بصیرت پیدا کنید و قشنگیهای دنیا را ببینید و بفهمید که زندگی چه زیباست و این مطلب را دریابید که حقتان از زندگی، آرامش و آسودگی و رفاه و آزادی است و بهره مند شدن از نعمتهای بی دریغ پروردگار.
{ژوزف مورفی}

 

 

 

گامهای دستیابی به شانس و ثروت
 

 

 

از دارائی های خود بهره بگریم

 

ما به این جهان آمده ایم تا زندگی آرام و آسوده ای داشته باشیم و این مطلب را بفهمیم که همه دارائی ها و سرمایه ها ، چه روحی و چه معنوی و چه مادی نعمت خداست که می توان از آنها استفاده کرد. "خدایی که بخشاینده است و می دهد و انسانی که می گیرد." خدایی که در نهاد آدمی است، مخزنی است از دارائی و توانی که در دست هر شخص قرار دارد.
با درکی که از قوانین ذهن و فکر پیدا می کنیم می توانیم از این نیروی بی اندازه بهره بگیریم و زندگی را به میل خود در راحتی و فخر و وفور نعمت بگذاریم.
{ژوزف مورفی}

 

 

 

 

10 قانون دیگر از موفقیت :

 

 

 

- قانون آمادگی :

 


شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود . در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند .

 


- قانون حد توانایی :

 


هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است . هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد .

 


- قانون تصمیم :

 


مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است . در زندگی شما هر جهشی در جهت پیشرفت ، هنگامی حاصل می شود که در موردی تصمیم روشنی گرفته باشید .

 


- قانون خلاقیت :

 


ذهن شما می تواند به هر چیزی که برایش قابل درک باشد و آن را باور داشته باشد دست یابد . هر نوع پیشرفتی در زندگی تان با یک ایده آغاز می شود و چون توانایی شما در خلق ایده های جدید نا محدود است آینده ی شما نیز محدودیتی نخواهد داشت .

 

 


- قانون انعطاف پذیری :

 


در تعیین اهداف خود قاطعیت داشته باشید ، اما در مورد روش دستیابی به آنها انعطاف پذیر باشید . در عصر تحولات سریع ، رقابت شدید و کهنه شدن مدام همه چیز ، انعطاف پذیری و سازگاری از شرایط اساسی موفقیت است .

 

 


- قانون استقامت :

 


معیار ایمان به خود ، توانایی استقامت در برابر سختی ها ، شکست ها و نا امیدی هاست . استقامت ویژگی اساسی موفقیت است . اگر شما به اندازه ی کافی استقامت کنید ، طبیعتا سرانجام موفق می شوید .

 


- قانون صداقت :

 


خوشبختی و داشتن عملکرد عالی هنگامی به سراغ شما می آید که تصمیم بگیرید هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنید .

 

 

111202 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی
- قانون احساس :

 

 


شما در فکر کردن ، درک کردن و تصمیم گرفتن صددرصد احساسی عمل می کنید . با احساستان تصمیم می گیرید و با عقلتان توجیه می کنید . از آنجایی که کنترل افکارتان در دست خودتان است ، خوشبختی شما نیز بستگی به میزان اراده ی شما در کنترل افکارتان دارد .

 

 


- قانون خوشبختی :

 

 


کیفیت زندگی تان را احساس شما در هر لحظه تعیین می کند و احساس شما را تفسیر شما از وقایع پیرامونتان تعیین می کند نه خود وقایع . هرگز برای اینکه تجربه ی خوشی از دوران کودکی داشته باشید دیر نیست . کافی است گذشته را مرور کنید و روشی را که برای تفسیر تجربیات خود داشته اید تغییر دهید .

 

 


- قانون جایگزینی :

 


ذهن خودآگاه شما در آن واحد فقط می تواند یک فکر را در خود جای دهد ، یا مثبت یا منفی . شما می توانید با جایگزین کردن افکار مثبت به جای افکار منفی به خوشبختی دست پیدا کنید .
ذهن مانند باغی است که در آن یا گل می روید یا علف هرز .

 

 

 

 

10 قانون دیگر جذب


حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

 

 

 

 

- قانون جذب :

 


شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت . شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .

 

 

 

- قانون انتخاب :

 

 


زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است . چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .

 

 

 

- قانون تفکر مثبت :

 

 


 برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است . شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست .

 

 

 

- قانون تغییر :

 

 


تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است . کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .

 

 

 

- قانون کنترل :

 

 


این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید . سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید .

 

 

- قانون مسئولیت :

 

 


هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید . مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .

 

 

 

- قانون پاداش :

 


عالم در نظم  و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید . همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .

 

 

 

- قانون خدمت :

 


پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد . هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .

 

 

58679 228 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

- قانون تاثیر تلاش :

 


همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست . هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .

 

 

 

 

- قانون علت و معلول

 


هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد.

 

 


- قانون ذهن

 


همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

 

 


- قانون عینیت یافتن ذهنیات

 


دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

 

 


- قانون رابطه ی مستقیم

 

 


زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

 


- قانون باور

 


هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
– باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
– آنها را از بین ببرید .

 

 


- قانون ارزش ها

 

 


نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

 

 


- قانون انگیزه

 


هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.


رمز موفقیت دو چیز است :


- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
– مشخص کردن انگیزه ها .

 

 


- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه

 


ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

 


- قانون انتظارات

 

 


اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

 

 


- قانون تمرکز

 

 


هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
برگرفته از : www.b-tracy.blogfa.com

 

 

 


فقط افرادی عاری از مشکلات هستند که دیگر در کنار ما نیستند. بنابراین، مشکلات یکی از نشانه های زندگی و حیات است. هر چه بیشتر درگیر مشکلات باشیم، زنده تر و فعال تریم. مشکلات و پیشرفت ها با هم پیش می روند و نمی توان یکی را بدون دیگری در اختیار داشت. این رویه ی برخورد با ناملایمات و مشقت ها، بیانگر چیزی است که می توان آن را نیروی روانی موفقیت نامید و موضوع آن چگونگی برخورد با موانعی است که با آنها روبرو می شویم. اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.
راز آن، در این نیست که عاری از مشکلات باشیم، زیرا این گمان دست نیافتنی است ، بلکه داشتن یک روش مثبت و پرانرژی برای حل مشکلات است. اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.

 

 

 

چگونه بر مشکلات غلبه کنیم؟

m ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 


یک بار هنرپیشه ی معروفی اظهار کرد: « مهم نیست که شما به زمین بیافتید ، بلکه مهم این است که برخیزید». هر فردی مشکلات و سختی هایی دارد که باید با آنها مبارزه کند. کسانی از این عرصه سرفراز بیرون می آیند که مهارت رویارویی با ناملایمات را بدون از دست دادن اراده و انرژی شان داشته باشند. توصیف نیروی روانی دشوار است، اما می توان آن را در وجود کسانی یافت که با جسارت و شجاعت برای دستیابی به اهداف شان در حال مبارزه و تلاش اند.
در این جا سه قاعده که به توسعه ی سلامت روانی کمک می کنند را ذکر می کنیم:

 


قاعده اول: این یک مبارزه است نه مشکل.

 

 

دیگر از کلمه ی «مشکل» استفاده نکنید ، زیرا تداعی کننده ی احساس منفی است و مأیوس کننده است. در عوض واژه ی مبارزه یا چالش را به کار ببرید: « ما با برخی از چالش های بزرگی روبروییم که باید آنها را حل کنیم. باید آنها را به مزیت تبدیل کرده و روی آنها کار کرد.»

مبارزه و چالش واژه ای مثبت و انرژی زاست که  ما را برای کشف یک راه حل ترغیب می کند. چالش، نیمه ی پر لیوان است در حالی که مشکل، نیمه ی خالی لیوان است.
ارزشمندترین دارایی شما داشتن یک تفکر مثبت است.

قاعده دوم: چیزی به نام شکست وجود ندارد بلکه یک بازخورد است.

وقتی موشک های هدایت شونده از مسیر خارج می شوند ، حس گرهای بازخورد ، خطا را یافته و مسیر را اصلاح می کند. این آگاهی از خطا، موشک را قادر می سازد تا با دقت به مسیر صحیحش دست یابد.

 

 

همین نگرش را نسبت به خودتان داشته باشید. زمانی که مرتکب اشتباهی می شوید ، شکست محسوب نمی شود ، بازخوردی است که مکانیسم هدف یابی شما برای این که دوباره شما را به مسیر صحیح هدایت نماید ، به آن نیاز دارد. برنامه نویسان رایانه ای می دانند هنگامی که برای اولین بار برنامه ی جدیدی را راه اندازی می کنند احتمالاً به طور صحیح کار نخواهد کرد و باید معایب آن را رفع کنند. آنها احساس شکست یا ناراحتی نمی کنند بلکه اصلاحات لازم را انجام داده و مراحل برنامه را بر پایه ی آموخته های خود تغییر داده و تصحیح می کنند.
بهترین واکنشی که شما در مقابل یک اشتباه می توانید داشته باشید این است که :

آن را به عنوان یک تجربه ی آموزنده بپذیرد.

 

 

هر گاه موضوعی مسیر غلط و نادرستی را بپیماید ، استقامت خود را حفظ کرده و به خودتان بگویید:

 «چه بازخورد جالبی است، چگونه می توانم از این بیاموزم، چه طور می توانم آن را به مزیتی برای خود تبدیل کنم؟»

افراد پر انرژی و مثبت نیز درست به اندازه ی دیگران در برابر مشقات و ناملایمات متأثر می شوند اما تفاوت موجود در پیامدهای بعدی آن است.

 

 


قاعده سوم: راه حلی وجود دارد ، همه ی کاری که باید انجام دهید یافتن آن است.

ممکن است دنیا پر از مشکلات باشد اما مملو از راه حل نیز هست. تشخیص این مطلب باعث می شود  که نیروی خلاق ما به جریان بیافتد و خلاقیت ها را به حرکت درآورد ، لحظه ای که می گوییم:
« این سخت است، این موثر و کارساز نیست و یا این بسیار دشوار است ، در واقع خلاقیت خود را سرکوب کرده ایم.»

ذهن تان را روی را ه حل متمرکز کنید. تصور کنید که وقتی چالش حل شود زندگی چگونه خواهد بود.

برگرفته از : www.tebyan.net

 

 

 


 به کودکی در خانواده ای واقعا ثروتمند به دنیا می آید دقیق شوید. منظورم از واقعا ثروتمند کسانی‌ هستند که به واسطه کار و تلاش و با تفکر سالم به ثروت رسیدند و نه کسانی‌ که از روشهای میان بر و نادرستی ثروت نصیبشان شده است. کودکان خانواده‌های واقعا ثروتمند چون در محیط زندگی‌ خود تفکرات فقیر ساز و نابود کنند و ثروت خراب کن نمی بینند همانگونه که آفریده شده اند رشد میکنند و در بزرگی‌ شیوه ثروت سازی و توانگر شدن خانواده خود را ادامه می دهند. آنها هیچ تلاش اضافی را برای ثروتمند شدن انجام نمی دهند یا اصلا به خاطر نمی آورند که در این مسیر دچار مشکلی‌ شده باشند. توانگری را بخشی از ذات و نژاد خود میدانند و در آن کوچکترین شک و تردیدی ندارند. اما موازی با آن کودکی را در نظر بگیرید که در خانواده معمولی‌ و ضعیف به دنیا آماده است. او هم مثل کودکان عالم ثروتمند به دنیا می آید اما وقتی‌ یاد می‌گیرد که با کلمات و جملات پدر و مادرش صحبت کند و کمی‌ که بزرگتر شد کتاب بخواند و فیلم ببیند در معرض بمباران هزاران نصیحت ترساننده و فقیر ساز قرار می‌گیرد، داستانهای تکان دهندای که از فقر و نداری برایش تعریف میکنند، قصه هایی که از شاهزاده‌ها و گداها و ندارها و فقیر‌ها می خواند، دعواهایی که در خانواده بر سر ثروت مشاهده می‌کند، جنگ و جدال‌هایی که در جامعه برای کسب پول بیشتر رخ میدهد را مشاهده می‌کند. محدودیت‌ها با قید‌هایی که بر سر راه تلاش و کسب درآمد سبز می شود را مشاهده می‌کند. همه این تفکرات و شیوهای نگرش فقیر ساز باعث می شود که او اصالت و ذات توانگر زمان تود خود را از یاد ببرد و به یکی از فقیر های مشابه اطراف خود تبدیل شود. او برای اینکه فقیر شود باید روش و شیوه جاری زندگی‌ اطراف خود را باور کند، وقتی‌ باور کرد اصلا در درستی‌ آن شک نمی کند و همه چیز را بر اساس معیار های جاری زندگی‌ اطراف خود محک می زند. در نتیجه هرگز برای مبارزه با شیوه غلط فکری و زندگی‌ خود اقدامی نمی کند. او فقیر و کودنی و نا آرامی را می‌پذیرد برای اینکه بر این باور است چاره ا‌ی جز این ندارد. باید سوخت و ساخت و دم نیاورد. اگر غیر از این بود که صدای موزیکش را در دامن آرام طبیعت تا این حد بلند نمی کرد که مایه آزار همه جهان اطراف خود شود. او گمان می‌کند درست ترین کار را دارد انجام میدهد و کسانی‌ که با این شیوه خوشگذرانی و شاد بودن او مخالفت می کنند می خواهند غم و اندوه را در جهان پخش کنند. به راستی‌ چگونه می‌توان به چنین موجودی فهماند که آرامشی که طالبش است گاهی‌ در سکوت و بیصدای وجود دارد.!

 

 


از قدرت رها سازی برای سرعت بخشیدن به ذهنیت میلیونر خود استفاده کنید

 

 

هرگاه عبارات مثبت مربوط به پول یا مسائل مربوط به آن را تکرار می کنید، معمولا از افکار رقابتی و معترض هم اطلاع پیدا می کنید.
مثل : کی را داری گول می زنی؟ تو هرگز پولدار نمی شوی. چند بار باید به تو بگم؟ باید پول داشته باشی تا پوادار شوی.
وقتی این اتفاق می افتد، ابتدا این اعتراضات را بنویسید. بعد می توانید چشمان خود را ببندید و صرفا فکر و احساسات همراه با آن را رها کنید. در اینجا روش ساده ای برای رها سازی این نوع افکار وجود دارد که به روش سدونا معروف است.
سوالات پایه ای و اساسی در مورد رها سازی

ما میل داریم این افکار یا احساسات را نادیده بگیریم یا در مقابل آن ها مقاومت  کنیم، اما این کار فقط موجب می شود که مدت طولانی تری آنها را در اطراف خود نگه داریم. تنها کار لازم این است که به خود اجازه دهید به طور کامل آن احساس را تجربه کنیم و بعد آنها را رها کنید.

 


هر زمان فکر یا باوری محدود کننده در مورد پول به سراغ شما آمد فقط این تمرین کوچک را انجام دهید.

 

 


همین الان چه احساسی دارم؟

 


روی هر احساسی که در زمان بروز باور منفی محدود کننده به وجود می آید، تمرکز کنید.
آیا از آن استقبال کنم و به آن اجازه ورود بدهم؟
تا جایی که می توانید اجازه دهید این احساس وجود داشته باشد و از آن استقبال کنید.
آیا می توانم رهایش کنم؟
از خودتان بپرسید : می توانید این را رها کنم؟
بله و خیر ، هر دو پاسخ قابل قبولی هستند.
آیا می توانم رهایش کنم که برود؟
از خودتان بپرسید : آیا می خواهم اجازه دهم این برورد؟ اگر پاسخ منفی است، یا اگر مطمئن نیستید، از خودتان بپرسید : آیا ترجیح می دهم این احساس را داشته باشم یا می خواهم آزاد باشم؟
حتی اگر آن احساس را داشتید، به سراغ سوال بعدی بروید.
چه موقع ؟
از خودتان بپرسید :  کی؟
این صرفا از شما دعوت می کند همین الان آن را رها کنید. یادتان باشد که رها کردن و بخشیدن تصمیمی است که هر لحظه و هر بار که انتخاب کنید، میتوانید بگیرید و عملی اش کنید.
فقط تا حدی که نیاز دارید مراحل قبل را تکرار کنید تا احساس کنید که از آن حالت و احساس خاص رها شده اید.
«شما آنچه را که میبینید باور نمیکنید. بلکه آن چیزی را میبینید که قبلاً به عنوان یک باور انتخاب کرده اید.»

 

 

 


راز باورها

 

b1 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

 

باور یعنی اعتقاد و ایمان داشتن. یعنی اینکه راجع به هر شخص یا چیزی چه نظر و اعتقادی داریم.

اینکه چقدر خودمان و تواناییهای مان را باور داریم، عامل تعیین کننده ای برای رسیدن به موفقیت در زندگی ماست. به یاد داشته باشید که هر کس به اندازه ای که خود را باور کرده و به خود ایمان آورده، ارزشمند است. خیلی مهم است که باورهای مان در زندگی درست باشد، اگر هم نادرست اند قدرت پذیرش این امر و تغییر آنها را داشته باشیم. در این صورت است که میتوانیم پیشرفت کنیم.

خداوند در قرآن میفرماید:

 


«آیا ندیده اید که خدا هر چه را که در آسمانها و زمین است مسخّر شما ساخت و نعمتهای خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامی شما ارزانی داشته؟…»
(لقمان /20)

شما به همان تبدیل میشوید که باور دارید. پس باور داشته باشید که …

 

 

 

 

 

 

راز باورها

 

 

باور یعنی اعتقاد و ایمان داشتن. یعنی اینکه راجع به هر شخص یا چیزی چه نظر و اعتقادی داریم.

اینکه چقدر خودمان و تواناییهای مان را باور داریم، عامل تعیین کننده ای برای رسیدن به موفقیت در زندگی ماست. به یاد داشته باشید که هر کس به اندازه ای که خود را باور کرده و به خود ایمان آورده، ارزشمند است. خیلی مهم است که باورهای مان در زندگی درست باشد، اگر هم نادرست اند قدرت پذیرش این امر و تغییر آنها را داشته باشیم. در این صورت است که میتوانیم پیشرفت کنیم.

خداوند در قرآن میفرماید: «آیا ندیده اید که خدا هر چه را که در آسمانها و زمین است مسخّر شما ساخت و نعمتهای خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامی شما ارزانی داشته؟…» (لقمان /20)

شما به همان تبدیل میشوید که باور دارید. پس باور داشته باشید که موجود با ارزشی هستید و به تواناییهای خویش ایمان بیاورید و بدانید که خداوند تمام هستی را برای شما خلق کرده است.

ما باید باور کنیم که: «استحقاق زندگی بسیار زیبا و دل انگیزی را داریم و شایسته ی رسیدن به موفقیتهای بسیاری هستیم و تواناییها و استعدادهای بیشماری داریم که به کمک آنها میتوانیم به خوشبختی برسیم». برخی از افکاری که در ذهنمان است، بی اینکه خودمان متوجه باشیم، جلوی پیشرفت ما و رسیدنمان به آنچه را که لایق آن هستیم میگیرد. باید این افکار  منفی را از خود دور کنیم. افراد موفق به خودشان اطمینان دارند و به شکست فکر نمیکنند. این باور را در خود تقویت کنید که در زندگی شما شکست وجود ندارد، بلکه گاهی ممکن است به جای رسیدن به نتیجه ی دلخواهتان به نتیجه ای نامطلوب برسید که این موضوع را باید نتیجه ی نامطلوب تلقی کنیم و نه شکست.

 

 


انسانهای بسیار موفق کسانی نیستند که هرگز به نتیجه ی نامطلوب نرسند، بلکه اگر انتظار نتیجه ی به دست آمده را ندارند، از آن درس میگیرند. هر گاه به نتیجه ی نامطلوبی در زندگی رسیدید و یا در کاری موفق نشدید، کافی است باور داشته باشید که نهایتاً به نتیجه ی مثبت و مطلوبتان خواهید رسید. فقط باید با تلاش و پشتکار بیشتر راههای دیگر را نیز امتحان کنید تا به موفقیت برسید. هیچگاه ناامید نشوید زیرا شما لیاقت رسیدن به بهترینها را دارید. همانطور که گفتیم باورهای ما عامل تعیین کننده ی انتظارات ما از خودمان و دیگران است. سعی کنید خودتان را اسیر باورهای بی اساس و دست و پا گیر نکنید. باید باورهای محدودکننده و ضعیف را از خود دور کرده، باورهای جدید را جایگزین آنها کنیم. بهترین راه برای سُست کردن باوری اشتباه این است که با طرح چند سوال، به نادرستی آن پی ببریم و اطمینان خود را به آن سست کنیم و آن باور غلط را از خود دور کنیم. میتوانید این اعتقاد را که «من نمیتوانم در زندگی زناشویی موفق شوم و شکست خواهم خورد» را با طرح سوالاتی، مثل: «آیا این باور من باوری بی اساس و اشتباه نیست؟»، «این باور تا به حال چه ضررهایی به من زده است؟» و «آیا این باور مرا از مسیر درست زندگی مشترک دور نمیکند؟» با پاسخ دادن به اینگونه سوالات شما در مییابید که باید باورهای  مخرب خود را دور بریزید و باورهایی زیبا و نیروبخش را جایگزین آنها کنید.
با تغییر در باورهایتان میتوانید مسیر زندگیتان را به کلی تغییر داده و به پیشرفتی بزرگ در زندگی دست یابید و نهایتاً به موفقیت برسید. تکرار عبارات تاکیدی مثبت نیز میتواند شما را در جهت زیباتر و مثبت تر کردن باورها و زندگیتان کمک کند. مثل:

 


«من در انجام کارهایم موفق میشوم.»،
«شغلم به من آرامش میدهد.» و «فرصتهای شغلی بسیاری پیش روی من قرار دارند.»
و «من به همسر و فرزندانم عشق می ورزم».
انسانهای بسیار موفق کسانی نیستند که هرگز به نتیجه نامطلوب نرسند، بلکه اگر انتظار نتیجه ی به دست آمده را ندارند، از آن درس میگیرند.
باورهای ما مانند دانه هایی هستند که در ذهنمان میکاریم و آنها به ما محصول میدهند. باید در انتخاب باورهایمان بسیار دقت کنیم، زیرا تنها دانه های خوب و مرغوب محصولات خوبی به بار می آورند. مراقب باشیم که در ذهن خود دانه های نامرغوب و علفهای هرز نکاریم. زیرا حاصل باورهای صحیح و مثبت، موفقیت و خوشبختی و لذت از زندگی است و حاصل باورهای نادرست و مخرب، ناامیدی و شکست است.

 

 


به یاد داشته باشید که هر چیزی را که عمیقاً باور داشته باشید برایتان به واقعیت تبدیل میشود. اگر باور داشته باشید که میتوانید قهرمان مسابقات دوی المپیک شوید، قطعاً با تمرین به این هدف میرسید.
مطمئناً افکار و باورهای شما در زندگیتان نقش مهمی دارند، زیرا باورهای شما زندگی آینده تان را میسازد و زیبایی افکار شما باعث زیبایی زندگیتان میشود. نگرانیهای بی حد و بی اندازه ی شما نیز قطعاً در زندگی تان تاثیرات مخربی میگذارند. بهتر است نگرانیهای بیجا را از خودتان دور کنید. اگر باور داشته باشیم که در این دنیا چیزی برای ناراحتی وجود ندارد و هر آنچه برای ما رخ میدهد خیر است، میتوانیم برای خودمان لحظات زیبایی خلق کنیم.

 
برگرفته از کتاب راز های کسب موفقیت و ثروت

 

 

 


راه خوشیختی از دیدگاه قرآن
 

 

 


 
بسیار پیـش آمـده كـه در سـایـتــها و و مجلات گوناگون به مطالبی باعنوان "روشـهای موفقیت"، "رموز كامیابی" و غیره برخـورد نـمـوده بـاشیـد.
در كتاب آسمانی قرآن 12 آیه بسیـار معجزه آسا وجود دارد كه شاید كمتـر كسی تا به حـال بـه آن تـوجه نـموده باشد. سخنانی به نهایت جالب و هدایت گر كه هر فردی را بـطور یقین در زندگی موفق نموده و به بالاترین درجات سوق می دهد و شما میبینید كه اسـرار كامیابی در تمامی مراحل و جنبه های زندگی در این 12 آیه ارزشمند نهفته است.
بـرای رسـیـدن بـه مـوفـقـیت كـافی است این آیات را با قلبی روشن به ذهن سپرده و با تفكر آنها را سرلوحه همه اعمال و رفتار خود نمایید.
به خداوند فرصت دهید، خواهید دید كه زندگی شما دچار تحول شگرفی خواهد شد.
و اكنون آیات …
آیات 19 تا 30 سوره مباركه الرعد:

 

 

 

 " بنام خداوند بخشنده مهربان "
 
آیا مسلمانی كه به یقین میداند كـه این قرآن به حق از جانب خدا بـر تو نازل شده است ‌‌‌[ و از آن كـسب عـلـم و حـكـمت و سعادت می كـند ] مقامش نزد حق با كافر نا بینای جاهل یكسان است؟
و تنها عاقلان متذكر این حقیقتند تنـها عاقلانند كه هم به عهد خدا وفا میكنند و هم پیمان حق را نمی شكنند
و هم آنچه را خدا به پیوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستی پدر و مـادر و مـحـبـت اهـل ایـمـان و حـفـظ عـهـد و پـیـمـان بـا خـدا و خـلق و راسـتـگویـی و غـیـبت نكردن و مسخره نكردن و چـشم نداشتن به مال و ناموس دیگران] اطلاعت میكنند
و از خدا می تـرسـند و از سختی هنگام حساب می اندیشند و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش میگیرند و نماز بپا میدارند
و از آنچه نصیبشان كردیم به فـقـرا پـنهان و آشكارا انفاق می كنند و در عوض بدیهای مردم نیكی میكنند
اینان هستندكه عاقبت منزلگاه نیكو یافتند كه آن منزل بهشتهای عدن است كه در آن بهشت خود و همه پـدران و زنـان و فـرزنـدان شـایـسـته خویش داخل میشوند
درحالی كه فرشتگان بر [تهیت] آنها از هـر در وارد میگردند و [مـیگویند] سلام بر شما كه [در طاعت و عبادت خدا و رنج و آلام عالم] صبر پیشه كردید تا عاقبت منزلگاه نیكو یافتید
و آنانكه پس از پیمان بستن [ با خدا و رسول] عـهد خـدا شـكسـتـنـد و هم آنچه خدا به پیوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستی علی (ع) و مؤمنان و اولیاء خدا ] پاك بریدند
و در روی زمین فساد و فـتـنه بـرانـگیـختـنـد ایـنان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصیب است
خدا هر كه را خواهد فراخ روزی و هر كه را خـواهـد تنگ روزی گردانـد و[ این مردم كافر] به زندگی و متاع دنیا دلشادند در صورتیكه دنیا در قبال آخرت متاع ناقابلی بیش نیست
كافران میگویند چرا آیات و حجت قاطعی از خدا بر [ اثبات نـبوت] او نازل نشد [ ای رسول ما ] تو به آنها بگو كه [ حـجت قـاطـعـی مـانـند قرآن و معجزات دیگر آمد اكنون ]
خـدا هر كه را خواهد گـمـراه و هـر كـه را بـه درگـاه او تـضرع و انابه كند هدایت میكند. [ چه اشخاصی بدرگاه خدا تضرع و انابه میـكـنـند؟ ] آنها كـه بـه خدا ایمان آورده دلهاشان بیاد خدا آرام می گـیـرد [مـردم] آگـاه باشید كه تنها یاد خدا آرام بخش دلها است
آنها كه به خدا ایمان آورده به كارهای نیكو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نیكوی آنها
[ ای محمد (ص) ] ما تو را به رسالت میان خلقی فرستادیم كه پیش از این هم پیغمبران و امتهای دیگر بجایشان بوده و درگذشتند[امر تازه ای نیست كه ترا به رسالت فرستادیم ] تا بر امـت آنـچه [ از معارف الهـی] از ما به وحی بر تو رسد تلاوت كنی و به مـردمـی كـه بـه خدای مهربان كافر میشوند بگو او خدای من است و جز آن خدایی نیست و من بر او توكل كرده ام و روی امیدم بسوی اوست.
" راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگوار "

این آیات را 10 باره و 100 باره بخوانید، به آنها عمل كنید، به تك تك كـلمـات بیندیشید و در زندگی موفق شوید! معجزه این آیات این است كه با هر با خواندن آنها چیز جدیدی از رموز موفقیت در ذهن شما منقوش خواهد شد.

 

 

 


 ضمير ناخودآگاه

 


 
 
قدرت ضمير ناخودآگاه خود را درک کنيد؛ اگر واقعاً قصد داريد که در زندگي خود به موفقيت و کاميابي دست پيدا کنيد، بايد بدانيد که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار مي کند و از خود واکنش نشان مي دهد. بايد به اين امر اعتقاد داشته باشد که هيچ گاه براي دست يابي به روياها و  آرزوها دير نيست.
"هيچ گاه براي تبديل شدن به آن فردي که مي خواهيد، دير نيست"
مغز انسان به دو قسمت تقسيم مي گردد:

 

 


۱. خودآگاه
۲. ناخودآگاه
 شايد تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنيده باشيد که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مينمايند. بايد توجه داشت که ضمير ناخودآگاه بسيار بزرگ تر و نيرومند تر عمل مي کند و در حدود 90% ديگر از واکنش هاي ذهني ما را نيز همين قسمت تحت کنترل خود دارد. آيا مي دانيد ممکن است در زندگي شما چه اتفاقاتي روي دهد اگر بتوانيد به طور کامل از ضمير ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنيد؟ بله مي توانيد از قدرت جادويي آن براي پيشبرد و ارتقاي زندگي خود بهره بگيريد.

 

 

 

 


عملکرد ضمير ناخودآگاه

 

 


ضمير ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه مي دارد. هر چيزي را که در زندگي خود با حواس پنجگانه مان احساس مي کنيم ، تمام چيزهايي را که مي بينيم، مي شنويم، حس مي کينم، مي چشيم و بو مي کنيم براي تحليل و بررسي هاي آتي به ذهن فرستاده مي شوند و در قسمت ضمير ناخودآگاه ما ذخيره خواهد شد.
در اين قسمت از ذهن، نوعي مرجع کامل پيرامون کليه وقايع زندگي ما درست مي شود. فرض کنيد شما يک تجربه منفي را در زندگي خود بدست آورده باشيد، در اين شرايط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان ديگري با يک چنين رويدادي به طور مجدد در زندگي خود مواجه شويد، ضمير ناخودآگاه به طور اتوماتيک آن خاطره منفي را به ياد مي آورد و فوراً احساسات، تصاوير و خاطرات مشابه را به ذهن مي فرستد. کليه خاطرات گذشته را به ياد شما مي آورد و به شما آموزش مي دهد که چگونه مي توانيد با در نظر گرفتن کليه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهيد.
يک نمونه مناسب که مي توان در اين زمينه مطرح کرد، مثال همان کتري پر از آب در حال جوشيدن است. اگر دست شما يک مرتبه با کتري بسوزد در ذهن شما حک ميشود که کتري داغ بوده و مي تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسيب وارد سازد. اگر يک چنين قابليتي را نداشتيم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه ميداديم.
ضمير ناخودآگاه اين قابليت را دارد که در آن واحد کارهاي متفاوت را انجام داده و واکنش هاي بيشماري را بررسي کند. در عين حال شما مي توانيد راه برويد، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و … کليه اين وقايع در ذهن فرد ثبت مي شود. ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعاليت مي باشد، يکسره و بدون توقف و استراحت.
يکي ديگر از نمونه هاي بارز ضمير ناخودآگاه، رانندگي است. زمانيکه شما در حال رانندگي هستيد، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمي کنيد و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمي دهيد، بلکه همه کارها  به صورت اتوماتيک وار انجام مي شوند، شما فقط رانندگي مي کنيد.
نکته مثبتي که در مورد ضمير ناخواگاه وجود دارد اين است که ما را قادر مي سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملي کنيم. مي توانيد ذهن خود را طوري برنامه ريزي کنيد که سبب موفقيت شما در تمام عرصه هاي زندگي گردد.

 

 


کليه افکار، رفتار، و تجربياتي که از طريق ذهن خوآگاه درک مي گردند، در ضمير ناخودآگاه شما ثبت و ضبط مي شوند، اما نکته جالبي که بايد در اين زمينه به خاطر داشت آن است که ضمير ناخوآگاه هيچ گونه تفاوتي ميان واقعيت ها و تصورات ذهني فرد قائل نمي شود. براي ضمير ناخودآگاه فرد محدوديتي در زمينه زمان و مکان وجود ندارد.
يکي از بهترين تکنيک هايي که از طريق آن مي توانيد ضمير ناخودآگاه خود را برنامه ريزي کنيد، اين است که موفقيت را در ذهن خود به تصوير بکشيد. اين کار به شما کمک مي کند تا بتوانيد به صورت خودآگاه جذب چيزهايي بشويد که آنها را ميخواهيد. به اين منظور مي بايست تصاويري را که برايتان خوشايند هستند در ذهن خود مجسم کنيد. اين تجسم هم شامل احساسات شما مي شوند و هم افکارتان. فکر کردن به چيزهاي خوب و مثبت همچنين مي تواند ضمير ناخودآگاه رادر رسيدن به موفقيت ترغيب کند. شما اين قدرت را داريد که افکار خودتان را انتخاب کنيد. بايد نسبت به چيزهايي که فکر مي کنيد، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آوريد. به هر چيزي که فکر مي کنيد، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده مي شود و ضمير ناخودآگاه نيز آنرا به عنوان يک حقيقت مي پذيرد. هيچ گاه به خودتان نگوييد که: "من شکست مي خورم"، "توانايي انجام اين کار را ندارم"، و يا "قابليت انجام چنين کاري را ندارم"؛ چراکه ضمير ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان يک حقيقت آنرا مي پذيرد.

 

 

 


بايد به ضمير ناخودآگاه خود آموزش دهيد که فقط به موفقيت، شادي، کاميابي، و سلامت و عشق فکر کند.
با استفاده از ضمير ناخودآگاه خود مي توانيد موفقيت، ثروت، شغل مناسب، خانه زيبا، ماشين دلخواه، و هر چيز ديگري را که فکرش را بکنيد به زندگي خود وارد کنيد. ميتوانيد جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنيد. زماني هم که آنها را تکرار مي کنيد، در ذهن خود به تصوير بکشيد و آنها راحس کرده و لذت ببريد.
ما با قدرت و نيروي خاصي که در ضمير ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنيا مي گذاريم. فقط بايد ياد بگيريم که چگونه مي توانيم تا بيشترين حد از آن استفاده نماييم. اگر شما تمايل شديدي به موفقيت داشته باشيد، مي توانيد قدرت، نيرو و توان ضمير ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانيد.
 
" هوش بي‌حد ضمير باطنم تمامي موفقيت‌هاي دلخواهم را به طرفم جذب ميكند و من سپاسگذار پروردگاري خواهم بود كه حاضر و ناظر بر كارها و اعمال ماست "
 
 
منبع : www.ido.ir
3rvat4u.blogfa

 

 


 
دابلیو کلمنت استون :
هرچیزی که ذهن انسان بتواند آن را تصورکند، می تواند آن را به دست آورد.
 
برای جذب پول باید همه حواست متوجه پول و ثروت باشد. اگر به این فکر کنی که به اندازه کافی پول نداری، غیر ممکن است بتوانی پول بیشتری جذب زندگی ات بکنی زیرا در این صورت همه افکارت متوجه پول کافی نداشتن می شود. اگر همه حواست را روی پول کافی نداشتن متمرکز کنی، برای خودت شرایط بیشتری برای بی پولی یا کم پولی فراهم می کنی. باید حواست را متوجه فراوانی پول و ثروت کنی تا پول و ثروت وارد زندگی ات شود.

 


پول وثروت رابه خودت جذب کن
 

 
علت اینکه کسی پول کافی ندارد این است که با افکارش مانع آمدن پول می شود. هر نوع افکار، احساسات و عواطف منفی مانع رسیدن چیزهای خوب، از جمله پول، به تو می شود. دنیا مانع رسیدن پول به دست تو نمی شود زیرا همه پولی را که می خواهی همین حالا در دنیا موجود است. اگر به اندازه کافی پول نداری، علتش این است که مانع جریان پول به زنگی ات می شوی و این کار را با افکارت انجام می دهی. باید در ترازوی ذهنت کفه پول بیشتر از حد نیاز داشتن، سنگین تراز کفه کمبود پول باشد. برای این کار باید بیشتر به ثروت و فراوانی فکر کنی. وقتی به پول نیاز داشته باشی، احساس نیرومندی در وجودت شکل می گیرد و بنابراین از طریق قانون جذب، نیاز به پول راجذب می کنی و این اصلاً خوب نیست.
 
می خواهم رازی را برایتان بگویم. راه میان بر برای رسیدن به هر چیزی که در زندگی ات می خواهی این است که همین حالا شاد باشی و خوشی را احساس کنی! این سریع ترین راه رسیدن به پول و هرخواسته دیگری است که داری. قانون جذب در واقع افکار و احساسات عمیق درونی ات را در زندگی ات منعکس می کند.
 

 
    دکتر جو وایتالی:

"می دانم اکثر مردم چه فکر می کنند. آنها می گویند: «چطور می تونم پول بیشتری به دست بیارم؟ چطور می تونم سرمایه بیشتری داشته باشم؟ مگه می شه به این راحتی ثروتمندتر و خوشبخت تر بشم؟ درسته که من کارم رو دوست دارم ولی این ممکن نیست که بشه از عهد همه قرض و قوله ها بر اومد درحالی که می دونم میزان درآمد سقفی داره و بیشتر از اون ممکن نیست. چطور می تونم حقوق بیشتری بگیرم؟» این کارآسان است :بخواه تا بشود! این مورد بر می گردد به مسئله ای که درتمام طول کتاب در موردش صحبت کرده ایم. کارتو این است که به هستی بگویی دقیقاً چه می خواهی. اگر یکی از چیزهایی که می خواهی پول است، بگو چقدر پول می خواهی. مثلاً بگو :«من می خوام 30 روز دیگه 25000 دلار به صورت غیر منتظره به دستم برسه.» یا به هر صورت دیگری که می خواهی پول به دستت برسد فرقی نمی کند. مهم این است که باید با تمام وجود باور داشته باشی که به خواسته ات می رسی."
 
اگر در گذشته فکر می کردی تنها راهی که ممکن است از آن پولی به دستت برسد شغلت است، فوراً این فکر را از ذهنت بیرون کن. هیچ می دانی که اگر به این طرز فکرت ادامه بدهی، همین فکر باید در زندگی ات تحقق پیدا کند؟ این طور فکرها به هیچ دردت نمی خورند.

    جیمز ری:

 


"خیلی وقت ها مردم به من می گویند :«من می خوام سال دیگه در آمدم رو دو برابر کنم.» اما بعد که به رفتارشان نگاه می کنی می بینی هیچ کاری انجام نمی دهند که این اتفاق بیفتد.
بعد از مدتی هم با خودشان می گویند:«من نمی تونم این کار رو بکنم.» در این صورت حدس می زنید چه اتفاقی بیفتد؟ هستی در جواب این افراد می گوید: «درخدمتم ارباب.
فرمان شما را اطاعت می کنم.» و به این ترتیب نمی توانند در آمدشان را دو برابر کنند."
 
حالا که با راز بزرگ آشنا شده ای. وقتی شخصی را ببینی که ثروتمند است می دانی که بیشتر
افکار چنین فردی در مورد ثروت است نه کمبود پول و به همین دلیل آگاهانه یا نا آگاهانه
ثروت را به خودش جذب می کند. این افراد فقط به ثروت فکر می کنند و با این کارشان دنیا، مردم، شرایط و وقایع را طوری به حرکت در می آورند که آنها را به ثروت برساند.

 

 

    لورال لنگمایر (کارشناس امورمالی، سخنران و مربی خصوصی و شرکت ها):


"من با این جمله بزرگ شدم که «واسه اینکه پول در بیاری باید سخت کار کنی.» برای همین
هم آن را با این جمله جایگزین کردم: «پول، راحت به دست می یاد و همیشه همین طوره.» اوایل کار این جمله به نظرت دروغ می آید. باشد، چه عیبی دارد؟ بخشی از ذهنت می گوید: «دروغگو! اصلاً این طور نیست، پول درآوردن سخته.» باید حواست باشد که مدتی ذهنت با این دوایده بازی می کند و بل اتکلیف است که کدام درست است.»"
 

 


بخشیدن پول کار بسیار قدرتمندی برای جذب پول بیشتر است زیرا وقتی به کسی پولی
می دهی، در واقع می گویی «من خیلی پول دارم.» مطمئناً تعجب نمی کنی اگر بدانی که ثروتمند ترین مردم کره زمین بسیار انسان دوست هستند. آنها مبالغ هنگفتی به دیگران
می بخشند و به خاطر وجود قانون جذب، هستی فرصت تازه ای برایشان خلق می کند و پولی را که بخشیده اند چند برابر می کند و به آنها برمی گرداند! اگر فکر کنی «من به اندازه کافی پول ندارم که به دیگران ببخشم» بله درست است! به همین دلیل است که به اندازه کافی پول نداری؟ هر وقت فکر می کنی به اندازه کافی پول نداری! هر وقت فکرمی کنی به اندازه کافی پول نداری که به دیگران ببخشی،شروع کن به پول بخشیدن به دیگران. وقتی به بخشش اعتقاد داشته باش، قانون جذب هم پول بیشتری به تو می بخشدتا تو هم پول بیشتری به دیگران ببخشی. تفاوت زیادی میان پول بخشیدن به دیگران و فداکاری وجود دارد. بخشیدن از صمیم قلب، قلبی که لبریز از احساسات باشد احساس خوبی به انسان می دهد. از خود گذشتگی احساس خوبی به انسان نمی دهد. این دو را با هم اشتباه نگیرید. این دو به کلی با هم متفاوت هستند. دومی باعث می شود احساس کنی پولی کمی داری اما اولی باعث می شود احساس کنی بیش از حد نیازت پول داری. اولی احساس خوبی به تو می دهد اما آن یکی این طور نیست. فداکاری درنهایت به نفرت منجر می شود. بخشش از صمیم قلب یکی از شادی بخش ترین کارهایی است که می توانی انجام بدهی و قانون جذب این پیام را دریافت و پول بیشتری رابه زندگی ات سرا زیر می کند.خودت می دانی چه می گویم و می توانی تفاوت را احساس کنی. اینطور نیست؟ هرچیزی را که می خواهی باید در درونت جستجو کنی! دنیای بیرون دنیای آثار و نتایج افکار توست. افکار و انرژی ات را روی شادی متمرکز کن.در درونت شاد و خوشحال باش و با تمام وجودت این احساس را به دنیا انتقال بده تابتوانی بهشت واقعی را روی زمین تجربه کنی.

 

 

 

 

 

 

راههایی برای بدست آوردن شانس و ثروت

 

 

 

● اولین گام در دستیابی به شانس و ثروت این است که از دارائی‌های خود آگاه بوده و از آنها بهره بگیریم. باید این مطلب را بفهمیم که همه دارایی‌ها و سرمایه‌ها‏ نعمت خداست که می‌توان از آنها استفاده کرد. نعمتهایی در وجود هر شخص نهاده شده است که هر شخصی می‌تواند به اندازه درک و فهم خود از این نیروی خدادادی که در وجود وی نهاده شده است‏ استفاده کند و زندگی را به میل خود در راحتی و خوشی بگذراند. بنابراین باید هر شخصی صفات خدایی را در خود جستجو کند.

 

 

انسان باید بداند که به دنیا آمده است تا با بهره گیری از توان،گنجایش باطنی و روحی،استعداد و ذهنی پر از ایده‌های تازه بتواند شغل و درآمد خوبی داشته باشد و هم شانس و هم ثروت را متوجه خود سازد. اما زمانی شخص احساس توانگری خواهد کرد که با خدا یکرنگ شود و با او دوست باشد‏، آنوقت است که با توجه به تقوایی که دارد خودش را خوشبخت یا بدبخت می داند. در حقیقت باید گفت که پولدار شدن و رشد کردن در زندگی ربطی به کار و حرفه ندارد، بلکه ثروت ارتباط مستقیم با ذهن و باور انسان دارد و اینکه انسان چگونه خود را با محیط سازگار می کند و از گنجینه باطنی‌اش استفاده می‌کند. انسان نباید به خود اجازه دهد تا افکار منفی در او رخنه کند بلکه باید همواره به خود بگوید که: "من گنجی در نهان دارم و تا جایی که بتوانم از آن برمی دارم."

 

 

پس زمانی انسان می‌تواند به شانس و ثروت دست یابد که ذهن و فکر او بر دنیایش حکومت کند؛ یعنی زمانی که انسان به این واقعیت برسد که همانطور که نفس کشیدن در دست اوست، بدست آوردن ثروت نیز در اختیار او نهاده شده است و او می تواند هر چقدر که ثروت می‌خواهد بدست آورد بنابراین کافی است که انسان به اقیانوس فکر و ذهن خود مراجعه کند و در آن دست دراز کند تا به آرزوهای خود برسد.

 

 

 

 

● گام دوم این است که انسان باید حق خود را از زندگی بیابد‎؛ یعنی انسان باید مقام خود را در جهان هستی پیدا کرده و قدرت و استعداد خود را به دیگران نشان دهد و مفید باشد و در این صورت است که انسان می تواند حق خود را از زندگی، آرامش‏، آسودگی، رفاه، آزادی و بهره‌مندی از نعمتهای بی دریغ پروردگار درک کند. انسان باید به این قاعده اعتقاد داشته باشد که "هر طور فکر کنی همانطور می‌شود."‎؛ یعنی به اصل علت و معلول باید توجه داشته باشد که اگر به فراوانی و آسایش و نعمت و یک زندگی با نشاط و مملو از موفقیت اعتقاد داشته باشد و به آن فکر کند و از موهبت و دارایی‌های وجودی‌اش بهره بگیرد بی شک به این طریق هر چه را که می‌خواهد کسب خواهد کرد.

انسان باید افکار خود را با موج مثبت پر کند و به این اصل اعتقاد داشته باشد که پروردگار در هر لحظه برای کمک به او آماده است و حمایت کننده اوست و در هر وضعیتی به کمک او می‌آید و او را از بدبختی و بیچارگی رها خواهد کرد و این در صورتی میسر خواهد بود که انسان با توجه به تقوایی که دارد و ارتباطی که با پروردگار خود برقرار می‌کند، خدا را حامی و پشتیبان خود ببیند. بنابراین انسان اگر با خدا باشد خدا نیز همواره نیازهای او را برطرف خواهد کرد.

 

 

 

● گام سوم این است که انسان بخاطر نعمتهایی که خدا به او ارزانی داشته است سپاس پروردگار را به جا آورد و به این نتیجه برسد که هر آنچه که پروردگار به او عطا کرده، خود گنجی نهان است که در صورت بهره‌گیری درست می‌تواند انسان را به آرامش و خوشبختی برساند. پس انسان در هر شرایطی باید شاکر و سپاسگزار پرودگار باشد. انسان باید بداند که قانون ثروت همانطور که برای بقیه وجود دارد برای او نیز برقرار است پس انسان باید ثروت و نعمت را در یک قدمی خود ببیند و برای رسیدن به آن از نیروی باطنی‌اش بهره بگیرد. اما نکته دیگر این است که انسان خود تفکر تهیدستی و فقر را در ذهن خود تداعی می‌کند و به خود می قبولاند که تهیدست و فقیر است چرا که اشخاص دیگری نیز وجود دارند که در شرایط آنها زندگی می‌کنند، حرفه و کاری شبیه کار آنها انجام می‌دهند اما در عین حال زندگی خوش و شادی را می‌گذارنند و چهره‌ای بشاش دارند. پس انسان باید تفکر تهیدستی را نوعی بیماری روحی بداند و اجازه نفوذ این تفکر را به خود ندهد و در عوض این تفکر را در خود بپروراند که "ثروت خدا در زندگی من می‌باشد و همیشه بر آن افزوده می شود."

تفکر دیگری که انسان باید همیشه در ذهن خود داشته باشد این است که "ثروت مال من است و به آن می‌رسم". اگر انسان به این تفکر اعتقاد داشته باشد برای بدست آوردن آن سعی خواهد کرد تا از فکر و ایده‌های تازه استفاده کند و به مهارت جدید دست یابد و راه پیشرفت را در پیش بگیرد.

 

 

 

● گام چهارم نیز در دستیابی به شانس و ثروت این است که اولاَ انسان باید بداند که حسادت و بدخواهی مانع توانگری و دستیابی به ثروت است؛ یعنی در اینجا انسان تفکر خلاقانه ندارد و مایل است که خود به سعادت و پیروزی برسد اما دیگران از این موهبت بی بهره باشند. در اینجا انسان فکر منفی را در خود تداعی می‌کند و چنان که قبلاَ نیز گفتیم دیگر نمی‌تواند با این تفکر منفی به آنچه که می‌خواهد دست یابد. ثانیاّ انسان باید شکست را پل پیروزی بداند و با اولین شکست خود را نبازد چرا که انسان زمانی شیرینی و خوشی پیروزی حقیقی را خواهد چشید که شکستی را تجربه کرده باشد.

 

 

 

 

● سخن پایانی

از آنچه که گفتیم چنین بر می آید که سرمایه اصلی انسان در شناختن خویش و شناختن منبع بی حد نیروها و انرژی‌هایی است که در درون او نهاده شده است. که اگر انسان به این شناخت دست یابد آن زمان است که می‌تواند هر چقدر که بخواهد ثروت بدست آورد و تنها کافی خواهد بود که دست دراز کند و کامیاب گردد. پس اولین اصل توانگری و دستیابی به شانس و ثروت این است که از این مسئله شناخت داشته باشیم که فکر تنها مخزن نهانی انسان است که قادر است او را به اصل و سرچشمه منابع مادی و آشکار زندگی راهنمایی کند و به عبارتی دیگر از منبع و مخزن بی حساب باطن، ثروتی را که می‌خواهد در دستان او بگذارد. نکته دیگر این است که اگر ذهن انسان آماده باشد یعنی تفکرات مثبت را در خود بپروراند آنگاه همه چیز آماده خواهد بود. پایان سخن نیز یک توصیه حکیمانه است که انسان باید با پول و ثروت ارتباط دوستانه‌ای داشته باشد؛ یعنی آن را در راه خیر و برکت به راه بیاندازد و همواره سپاسگزار پروردگار یکتا باشد.

برگرفته از سایت : dailylink.ir

تهیه و تنظیم:خوش روزگار

VN:F [1.9.18_1163]
Rating: 6.4/10 (5 votes cast)
VN:F [1.9.18_1163]
Rating: +1 (from 3 votes)
ثروت - راز ثروت- ثروتمندی, 6.4 out of 10 based on 5 ratings
share save 171 16 ثروت   راز ثروت  ثروتمندی

۳ دیدگاه به ثبت رسیده است .

  1. مهرداد می‌گه:

    خیلی سازنده ومبسوط دوست عزیز ممنون استفاده بردم

    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  2. ali می‌گه:

    ممنون دوست عزیز مطالب همه کامل و قابل توجه بودن و توانستند خیلی چیز ها ب من بیاموزند امید وارم بتوانم جواب زحتمتهایت را باتشکر کردن ازت جبران کنم

    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0 (from 0 votes)
  3. amin می‌گه:

    سلام کلمات و جملات و آیات و سخنان بزرگان راجب به ثروت و موفقیت را برام ایمیل کنید با تشکر

    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)
    VA:F [1.9.18_1163]
    Rating: 0 (from 0 votes)

دیدگاه خود را بنویسید


  • عمومی

  • دسته‌ها

  • بایگانی

  • تقویم شمسی

    مهر ۱۳۹۶
    ش ی د س چ پ ج
    « شهریور    
    ۱۲۳۴۵۶۷
    ۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
    ۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
    ۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
    ۲۹۳۰  
  • سایت فورکیا

    4kia.ir